عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )
38
زبدة التواريخ ( فارسى )
ذكر مخالفت امير جهانشاه بن چاكو و كشته شدن او و كيفيت آن [ 1 ] در اين ايام كه خبر وفات حضرت صاحب قرانى - انار الله برهانه - بدان مملكت رسيد ، بعضى از مفسدان امير جهانشاه بهادر را بر آن داشتند كه جمعى از نوكران و امراى اميرزاده عمر را از ميان برمىبايد داشت تا اختيار تمام ما را باشد . او مردى بود كه بيشتر اوقات به شراب گذرانيدى چنان كه هشيارى او عين مستى مى - نمود ، به سخنان آن جماعت فريفته شد . در ثانى عشرين رمضان [ سنة المذكور ] [ 2 ] على الصباح هنوز قبل از طلوع آفتاب ، امير جهانشاه به در كرياس « 1 » اميرزاده عمر راند ، و ايشان غافل به قاعدهء هرروز بعضى از امرا به ديوان حاضر آمده ، مولانا قطب الدين اوبهى را كه راه نيابت داشت و امير داراب قوشچى و امير شيخ محمد تواچى و امير عبد الخالق پسر تيمور سكورچى را به قتل آورد و روى به سراپرده نهادند . چون اميرزاده عمر را اين معنى معلوم شد ، دل از جاى نبرد و پاى در ركاب ثبات بيفشرد ، اشارت فرمود تا ايناقان [ 3 ] « 2 » و خانه بچگان و يساولان كه حاضر بودند جيبا « 3 » پوشيده سوار شدند . ساعة فساعة مردم اميرزاده عمر زيادت مىشد ، تا بدان رسيد كه امير جهانشاه را قوت مقاومت ايشان نماند ، روى به گريز آورد . از امراى اميرزاده [ عمر ] ، امير عمر بهادر تابان و امير بابا حاجى و برادرش پسران امير شيخ محمد تواچى مقتول و امير عبد الرزاق خدايداد و ايسن تيمور [ 4 ] يساول و عاشق و غيره كه حاضر بودند در عقب امير جهانشاه روانه شدند . قريب نماز عصر به دو رسيدند و جنگ پيوسته شد . معدودى چند كه با او بودند ، بعضى به قتل آمدند و بعضى مقيد گشتند ، مثل شيخ حاجى و سلطان محمود و مباركشاه . در اين حال بابا حاجى پسر امير شيخ محمد تواچى را بر آن داشتند كه قصاص
--> [ 1 ] . ت : « و كيفيت آن » ندارد . [ 2 ] . ت و م : ندارد . [ 3 ] . ت : اتاقان . [ 4 ] . ت : ايسنتمر . ( 1 ) كرياس : دربار پادشاهان و امرا و اعيان ، درگاه ، آستان ، خلوتخانه سلاطين و امراء ( برهان ) . ( 2 ) ايناق : نديم ، مقرب ، مصاحب ( معين ) . ( 3 ) جيبا : همان جيبه يا جبا يا جبه مىباشد . زره ، هرگونه سلاح دفاعى ( ظفرنامه شامى ، فيلكس تاور ، لغات روضات الجنات ) .