عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )

30

زبدة التواريخ ( فارسى )

درنيافت . از آنجا متوجه جاجرم « 1 » گشت . چون بدانجا رسيدند ، جمعى روستائيان بىعاقبت به جنگ پيش آمدند و مردم بسيار را زخم رسيد تا غايتى كه امير سعيد خواجه را دو زخم رسيده بود ، فاما قطعا اظهار آن نكرده بود و مخفى داشته ، باوجود آنكه بعد از چند روز كه فتيله « 2 » و مرهم نهادند تا آن جراحت مندمل « 3 » نشد ، در آن سه چهار روز هيچ‌يك از مقربان و نزديكان او نيز بر آن وقوف و اطلاع نيافتند . القصه ، به مدت سه چهار روز ديوار قلعهء جاجرم از بسيارى نقب و حفره چون چشم زره و خانه زنبور ساختند و به امداد تاييد و نصرت و ميامن « 4 » همت و اقبال روزافزون خدايگان گشاده گشت ، قتلى به افراط واقع شد . دست تقدير كلاه و قباى اهل قلعه مقلوب و مصحف گردانيد . اهالى جاجرم را غارت و تاراج كرده متوجه فريومد « 5 » گشت . سكان آن موضع و بعضى از حوالى آن پناه به قلعه برده بودند . چون لشكر بدانجا رسيد ، جنگهاى سخت كردند . امير سعيد خواجه دست از جنگ بازداشت ، در بيرون قصبه فرود آمد و حكم فرمود تا باغات آن مسلمانان [ 1 ] خراب كنند و درختها را بزنند . [ 2 ] لشكريان ترك جنگ گرفته به خرابى مشغول شدند و بعضى درختهاى جوز را پوست باز كردند و

--> [ 1 ] . ت : ايشان را . [ 2 ] . ت : ببرند . ( 1 ) جاجرم : اين محل نام دو ده است از دهستانهاى شهرستان بجنورد ( فرهنگ آباديهاى ايران ص 115 ) قصبه‌اى كه فعلا مركز دهستان بخش اسفراين در جنوب خاورى شهرستان بجنورد بنام جاجرم خوانده مىشود ظاهرا همان محل است و نيز - لسترنج - سرزمينهاى خلافت شرقى ص 418 و نيز بارتولد ، تذكره جغرافياى تاريخى ايران ص 141 . ( 2 ) فتيله : آنچه از پنبهء سست بافته يا پنبه يا جامه‌هاى تنگ كه بر دهانه و درون ريش و خستگى زخم نهند ( دهخدا ) . ( 3 ) مندمل : جراحت به شده ( نفيسى ) . ( 4 ) ميامن : ج ميمنه ، سعادتها ، نيكبختىها ( دهخدا ) . ( 5 ) فريومد : كه اكنون تبديل به روستائى به نام « فرومد » از توابع شاهرود شده است ( فرهنگ آباديها - ص 328 ) يكى از قديمترين شهرهاى خراسان بوده است ، ( حافظ ابرو ، جغرافياى خراسان ، ص 106 ، 107 ) . هم اينك آثار باستانى فراوانى همچون مسجد جامع ، مزار ابن يمين و . . . در اين روستا باقى مانده است ، - عبد الحميد مولوى - آثار باستانى خراسان - ج / 1 - ص 489 - 515 .