عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )
26
زبدة التواريخ ( فارسى )
فشرده اظهار زبردستى و گردن افرازى مىكند . در اثناى [ 1 ] اين حال امير مضراب بهادر از جانب دار السلطنه هرات به بساط بوس رسيد . فرمان شد كه با بعضى از عساكر خراسان به مدد امير سعيد خواجه [ 2 ] متوجه آن ديار گشته ديار نماند و رايات [ 3 ] همايون در ضمان اقبال و ظل پيروزى ؛ [ مصرا ] ع به فال فرخ و روز خجسته سوى هرات عنان جهانگشائى منعطف « 1 » گردانيد و در روز سهشنبه بيست و ششم ذى القعده سنهء سبع و ثمانمايه به دار السلطنه هرات - صانها الله تعالى عن الافات و العاهات و البليات - نزول فرمود . ذكر ياغيگرى سلطان على سبزوارى و رفتن امير سعيد خواجه و لشكرها بدان طرف و جنگ پيرك [ 4 ] پادشاه و هزيمت [ شدن ] او چون امير سعيد خواجه با عساكرى كه نامزد آن طرف گشته بودند به جانب طوس رفت و به عمارت قلعه مشغول شد ، در اواخر رمضان سنة المذكور خبر رسيد كه سلطان على پسر خواجه مسعود سبزوارى « 2 » حقوق نعمت حضرت صاحب قرانى
--> - ترس و خيانت همدست و متحد وى پيرك پادشاه بود . پدر وى امير وجيه الدين مسعود از معاريف سلسله سربداران است ( احسن التواريخ ، ص 641 ) . [ 1 ] . ت : سربدالان اظهار مخالفت مىكند در اثناى . [ 2 ] . م و ل : در برخى از صفحات : امير سيد خواجه ( ؟ ) است . [ 3 ] . ت : متوجه آن گردد و رايات . [ 4 ] . ت : پير پادشاه . ( 1 ) منعطف كردن : برگردانيدن ، متوجه ساختن ( دهخدا ) . ( 2 ) مسعود سربدارى ، ابن فضل الله ملقب به وجيه الدين ، برادر عبد الرزاق ، از امراى سربدارى كه از 738 تا 744 ه . حكومت كرد . ( - رجال حبيب السير ، ص 60 و نيز عباس اقبال ، تاريخ مغول ص 469 - 472 ) .