عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )
21
زبدة التواريخ ( فارسى )
به نفاذ انجامد ، بر آن موجب به تقديم رسانم . بندگى حضرت ملتمس او را به اجابت مقرون گردانيده از كنار آب آمويه مراجعت نمود [ 1 ] و امير شاه ملك را بفرستاد كه مخدومزادگان متوجه اردوى همايون گردند . چون رايت همايون به حوالى اندخود رسيد ، در اواخر رمضان المذكور اميرزاده سلطان حسين بىموجبى فرار نمود ، و از طرف سمرقند اميرزاده خليل سلطان بهادر در همين ايام با لشكرهاى آراسته [ 2 ] بيرون آمده بود . امرائى كه در بخارا بودند ، چون [ از اين معنى ] خبردار گشتند ، اميرزاده رستم طغابيوقا « 1 » كه حاكم و داروغه بخارا بود ، اظهار مخالفت كرد ، امير شاه ملك با هردو مخدومزاده - خلد الله ملكهما - از آب آمويه گذشته به اردوى همايون پيوستند [ 3 ] و امير شيخ نور الدين نيز به بساط بوس بندگى حضرت سلطنت شعارى مشرف گشت . در آن نواحى لشكرهاى خراسان كه امير عبد الصمد به طلب ايشان رفته بود رسيدند . بندگى حضرت كوچ فرموده به دوكه « 2 » فرود آمدند . خبر رسيد كه پير على تاز « 3 » از خليل سلطان بهادر جدا شده به بلخ « 4 » رسيد . حضرت سلطنت شعارى شيخ لقمان « 5 » و چركس و يوسف خواجه را به اسم قراولى بدان طرف فرستاد و امير شاه ملك را تعيين فرموده بود كه در كنار آب بر خبر باشد . از او قاصدى رسيد
--> [ 1 ] . ل : فرمود . [ 2 ] . ل : آماده [ 3 ] . ت : رسيدند . ( 1 ) احسن التواريخ : رستم طغاى بوغا ص 4 و 8 . ( 2 ) دوكه : حافظ ابرو در همين كتاب در وقايع سال 810 ضمن توصيف لشكركشى شاهرخ از همين موضع ذكر مىكند كه نزديك اندخود بوده است ، - ص 189 ( 3 ) پير على تاز وزير معتمد خليل سلطان فرزند ميرانشاه بن تيمور و كشندهء او - وى پس از مرگ تيمور بر اميرزاده پير محمد شوريد و دعوى استقلال كرد و عاقبت در حملهء ياران شاهرخ به بلخ به قتل رسيد . ( حبيب السير ، ج 3 ص 503 ) . ( 4 ) بلخ : از شهرهاى بزرگ خراسان است ( حافظ ابرو - جغرافياى خراسان - ص 64 - 74 ، جهت اطلاع از دانشمندان بلخ - كتاب ارزشمند : واعظ بلخى - فضائل بلخ ص 13 - 20 ) . ( 5 ) از امراى شاهرخ ميرزا است كه به نام شيخ لقمان برلاس خوانده شده است ( دياربكريه ص 85 ) .