عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )
2
زبدة التواريخ ( فارسى )
اميرزاده ابا بكر بهادر « 1 » - تغمد هما الله برحمته - « 2 » فرستادند و ديگرى به مملكت آذربايجان و عراق عجم « 3 » پيش اميرزاده عمر « 4 » بهادر و قاصدى را به فارس پيش اميرزاده پيرمحمد « 5 » بن اميرزاده عمر شيخ بهادر و برادرانش و يكى [ 1 ] را به كابل پيش اميرزاده پير محمد « 6 » بن اميرزاده جهانگير و شيخ تيمور قوجين [ 2 ] را مقرر فرمودند كه خبر حدوث اين واقعه به بندگى حضرت سلطنت شعارى - خلد الله [ تعالى ] ملكه و سلطانه - رساند . در بيست و هشتم شعبان سنه سبع و ثمانمايه [ 3 ] به دار الامان هرات - صانها الله تعالى عن الافات و البليات - « 7 » رسيده تحقيق اين معنى به ظهور پيوست و چون اين خبر هايل « 8 » به سمع شريف رسيد ، تاج خسروى از سر و دواج « 9 » شهريارى از بر بينداخت .
--> [ 1 ] . ت : ديگرى [ 2 ] . ت : قوجى . [ 3 ] . ت : سنه سبع به ( 1 ) ابو بكر ميرزا فرزند جلال الدين ميرانشاه ، وفات 811 ، شوهر دختر حاجى سيف الدين ( - نسبنامه ) . اين شاهزاده تيمورى در هنگام مرگ بيست و دو سال بيشتر نداشت و دولتشاه او را « خوشطبع و شجاع و صاحب همت » شمرده و نوشته است كه شمشير او هفت من بود . ميرزا ابا بكر در شعبان سال 811 در قريه ابو حربيه از قراى جيرفت در ميدان جنگ كشته شد يا به قولى دستگير شد و به قتل رسيد ( احسن التواريخ ، ص 562 ) . ( 2 ) بپوشاند آن دو را خداوند در رحمت خويش . ( 3 ) عراق عجم : ايالت جبال را در قرون وسطى غالب اوقات عراق عجم ناميدهاند تا با عراق عرب اشتباه نشود ( لسترنج ، جغرافياى تاريخى سرزمينهاى خلافت شرقى ، ص 201 ) . ( 4 ) پسر ميرانشاه ، مرگ 807 هجرى ( - نسبنامه ، بخش اضافات ) . ( 5 ) فرزند عمر شيخ از بطن ملكت آغا ، حاكم فارس و اصفهان ( 807 - 812 ه . ) شوهر همشيرهء گوهر شاد آغا ( - نسبنامه بخش اضافات ) . ( 6 ) فرزند غياث الدين جهانگير ميرزا از بخت ملك آقا ، تولد : 778 ، چهل روز بعد از وفات پدر به دنيا آمد . قتل : 14 رمضان 809 . بنابر وصيت امير تيمور مىبايست پس از مرگ وى جانشين او شود ( يزدى ، ظفرنامه ، ص 968 و نيز - نسبنامه بخش اضافات ) . ( 7 ) خداوند تعالى نگهدارد آن را از آفتها و مصيبتها . ( 8 ) هائل : ترسناك ، هولناك ( آنندراج ) . ( 9 ) دواج : لحاف ( برهان ) ، لباسى كه پوشند ( دهخدا ) لباس فراخى كه همهء بدن را بپوشاند ( نفيسى ) .