عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )

1005

زبدة التواريخ ( فارسى )

مايه تنسوقات و اسبى چند اطفاى نايرهء غضب ايشان كردندى و جهت اظهار اتّفاق احيانا كه ايشان را يورشى حادث شدى ، معدودى چند را « [ 1 ] » از لشكرى به اسم معاونت فرستادندى و بدين سبب از سر جرأت و بىباكى از تفليس گذر كرده تا حدود ممالك اسلام درآمدندى و سالها بر آن طريقه استمرار يافته بودند اكنون به فرّ دولت قاهره راضى شده‌اند كه در اقاصى ممالك خويش ايمن توانند بود و اهل اسلام تا حدود دار الملك ايشان مداخلت كرده در مقام استعلا معاش مىتوانند كرد . بندگى حضرت بدان رضا نمىداد بعد از مراجعت و شفاعت بسيار ، شيخ ابراهيم را كه يكى از شفيعان بود ممنون گردانيده برموجب فتاواى علما و شفاعت امرا ملتمس او مبذول داشته ، سر كرم به قبول آن مطلوب در جنبانيد و ايلچيان را در مقام خوف و رجا بازگردانيد و تا مراجعت ايشان چندروز ديگر گاه نهضت و قرار و « [ 2 ] » گاه عشرت و شكار روز گذرانيدند . بعد از چندروز ايلچيان بازآمدند و يك‌هزار سر اسب و يكهزار تنكچه « [ 3 ] » سرخ و يك قطعه لعل خوش‌رنگ آبدار كه به وزن هژده مثقال بود با ديگر اقمشهء نامدار و ظرف « [ 4 ] » بىشمار به عزّ عرض همايون رسانيدند و شرط و عهد كردند و ملتزم اداى جزيه و خراج گشتند و بندگى حضرت عنان عزيمت بر صوب مراجعت معطوف گردانيد و بعد از چندروز « [ 5 ] » كوچ به حوالى تفليس رسيد و از آنجا به‌جانب بيلقان روان گشت به كوچ عامّهء لشكر و حشم توقّف نكرد و با خواصّ دولت بر سبيل سرعت روان گشته ، آن اراضى را مخيّم عساكر منصوره گردانيد و ساير خدم و عامّهء لشكر در عقب كوچ‌كنان در عرض دو هفته بيشتر « [ 6 ] » و يا « [ 7 ] » كمتر و اصل شدند . ذكر شمّه‌ئى از عدل و احسان حضرت صاحب قرانى كه در آن ايّام مشاهده افتاد در آن مقام شمّه‌ئى از عدل و احسان آن حضرت مشاهده رفته برحسب « وَ ما

--> ( [ 1 ] ) - ت : ندارد . ( [ 2 ] ) - ت : ندارد . ( [ 3 ] ) - ت : تنكه . ( [ 4 ] ) - ت : تحف . ( [ 5 ] ) - م و ل : ندارد . ( [ 6 ] ) - ت : ندارد . ( [ 7 ] ) - م و ل : ندارد .