عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )

982

زبدة التواريخ ( فارسى )

امن و امان ماندند و در كنف رعايت و احسان حضرت صاحب قرانى از چنگال نوايب روزگار « [ 1 ] » خلاص يافتند دربارهء او احسان فرموده او را معزّز « [ 2 ] » و مكرّم بازگردانيد چنان كه « [ 3 ] » محسود اقران خود گشت . ذكر وفات ايلدرم بايزيد پادشاه ممالك روم در خلال اين احوال امير « [ 4 ] » ايلدرم بايزيد را با آنكه مرضى مزمن بود اعراض نفسانى با آن ضمّ شده آن مرض ازدياد پذيرفت و به‌علت ضيق النّفس و خناق مؤدّى شد . حضرت صاحب قرانى مراسم شفقت به تقديم رسانيده به ملازمت اطبّاى نامدار امر فرمود و به مداومت بر شربتهاى خوشگوار و غذاهاى سازگار مبالغت كرد و در خاطر عاطر و ضمير منير آن بود كه چون از قضاياى مملكت روم فراغى كلّى حاصل شود او را معزّز « [ 5 ] » و موقّر داشته به مقام خود بازگرداند تا عالميان عفو شامل و مرحمت كامل آن حضرت را بشناسند و دانند كه حضرت صاحب قرانى مملكتها به سر « [ 6 ] » شمشير آبدار مىگيرد و باز به سر اشارت تازيانه‌ئى اقتدار مىبخشد . امّا : شعر « [ 7 ] » من سعى همىكنم قضا مىگويد * بيرون ز كفايت تو كارى دگرست تدبير با تقدير بازنخواند و اجل مقدّر گريبان‌گير گشته ، بيمارى مستولى شد و عرض مرض غالب گشت و قوّت ساقط شده ، انفاس معدوده سپرى شد و روزگار مهلت به انجام رسيد متقاضى وديعت حيات به استرداد مواهب خويش برخاسته منشور « لِكُلِّ أَجَلٍ كِتابٌ « [ * ] » » « 1 » برخواند و محاسب « أَحْصى كُلَّ شَيْءٍ عَدَداً « [ * * ] » » « 2 » محاسبه عمرش را به فذلك انتها رسانيد . بيت اگر صد بمانى و گر صدهزار * به مرگ اندر آيد سرانجام كار

--> ( [ 1 ] ) - ل : روز . ( [ 2 ] ) - ت : معز . ( [ 3 ] ) - ت : چنانچه . ( [ 4 ] ) - ت : ندارد . ( [ 5 ] ) - ت : مقرّب . ( [ 6 ] ) - ل : ندارد . ( [ 7 ] ) - ت : بيت . ( [ * ] ) قسمتى از آيه 38 ، سوره 13 . ( [ * * ] ) قسمتى از آيه 28 ، سوره 72 . ( 1 ) ( - - - ( 2 ) همه‌چيز را به عدد شمار كرده است .