عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )
980
زبدة التواريخ ( فارسى )
روى به قلعه نهادند در ساعت بر آن ظفر يافتند . بعد از تسخير قلعه ناگاه تيرى از قضا بر سينه امير جلال اسلام آمد و در ساعت جان به حقّ تسليم كرد و اين حال در منتصف رجب سنهء خمس و ثمانمايه بود . « [ 1 ] » در تاريخ وفات او مؤلّف راست « [ 2 ] » : قتل الصاحب السعيد « [ 3 ] » الذى [ كان ] كاملا بدنياه * كان تاريخه به نصف رجب طيّب روحه و طاب مثواه بعد از قتل امير جلال سكّان آن مواضع را بر تيغ گذرانيدند و زن و فرزند اسير كردند و آن قلعه را با خاك راه برابر گردانيدند « [ 4 ] » . ذكر فتح قلعهء اكرى دور و قلعهء جزيرهء نيس و توابع آن « [ 5 ] » و رايات جهانگشاى از آنجا متوجّه قلعهء اكرىدور شد و آن اكرىدور قلعهئى است از قلاع روم به حصانت مشهور . و در كتب تواريخ آن را فلكآباد مىخوانند دريايى عظيم در آن جلگاست چنانچه بيست فرسخ طول و چهار فرسخ عرض آن باشد و از اطراف چند رودخانه معتبر بدان مىريزد و از پايان جلگا از يك موضع بيرون مىرود . آبى در غايت عذوبت و هوايى خوب ، اطراف آنهمه باغستان و مزارع و در ميان آب قريب شهر و قلعه دو جزيره يكى كليسايى است كه معبد اهل افرنج بوده و يكى را جزيرهء نيس خوانند و بزرگى جزيرهء نيس به مرتبهئى است كه در آنجا باغهاى بسيار است . چون حضرت صاحب « [ 6 ] » قرانى سايه بر آن ديار انداخت و آن شهرى بود در دامن كوه متّصل به آن بحر ، چنانچه سهطرف شهر در ميان « [ 7 ] » آب بود و يكطرف متّصل كوه و تسخير آن به زودى در وهم نگنجيدى و خرد آن را به ميزان اعتبار با قلهء فلك به يك ترازو سنجيدى و حاكم آن پيرى بود پاشا نام . حكم همايون بنفاذ انجاميد « [ 8 ] » تا لشكرها بعضى به كوه برآمدند و بعضى از دامن كوه حمله به دروازه بردند . از طرف ميمنه اميرزاده ابا بكر درآمد و از طرف ميسره حضرت سلطان السّلاطين شاهرخ بهادر - خلّد اللّه تعالى ملكه و سلطانه - و باقى امرا على سلطان و سونجك و غيره به يك بار حمله
--> ( [ 1 ] ) - م و ل : « سنه خمس و ثمانمايه » ندارد . ( [ 2 ] ) - م و ت : شعر . ( [ 3 ] ) - م و ل : ندارد . ( [ 4 ] ) - م : برگردانيد . ( [ 5 ] ) - ت : ذكر فتح قلعهء كرىدور و جزيره نيس . ( [ 6 ] ) - ت : ندارد . ( [ 7 ] ) - ت : ندارد . ( [ 8 ] ) - ت : نافذ شد .