عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )

978

زبدة التواريخ ( فارسى )

ملك « [ 1 ] » از فلك آن ندا مىكرد كه « قاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَيْدِيكُمْ وَ يُخْزِهِمْ وَ يَنْصُرْكُمْ عَلَيْهِمْ وَ يَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِينَ « [ * ] » » « 1 » روزگار به زبان استبشار اين نويد مىسراييد كه « نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَ فَتْحٌ قَرِيبٌ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ « [ * * ] » » « 2 » . بيت جهان مسخّر احكام شد به حمد اللّه * چو تيغت از سر دشمن برآوريد « [ 2 ] » دمار در آن ديار كه برقى وزد ز شمشيرت * نماند از شب ظلمت در او دگر آثار ذكر فتح قلعهء فرضه « 3 » بعد از اين فتح مبين و رفع منار دين و قلع‌وقمع مفسدان و تدمير كافران و فاجران فرمان عالى نفاذ يافت تا اميرزادهء اعظم محمّد سلطان متوجّه قلعهء فرضه گردد كه جماعتى بسيار از افرنج پناه بدان موضع برده بودند . چون اميرزادهء اعظم حوالى آن قلعه را محلّ نزول رايات دولت گردانيد شدّت بأس و انتقام و صولت حمله و ضرب شمشير او شنيده بودند . چون سطوت او بر مثال شير مشاهده كردند و قوّت دل دليران او معاينه ديدند رعب و هراس به دل ايشان راه يافت . بزرگان ايشان در مقام تضرّع و استكانت درآمدند و به قبول و اداى مال جزيه جان و خان و مان خود را بازخريدند . اميرزادهء اعظم ايشان را امان داده مال « [ 3 ] » جزيه مقرّر فرمود و نوّاب نامدارش استيفاى آن اموال « [ 4 ] » كرده مراجعت نمودند و در مقام شوكت و ظفر بازگرديد و در اين مقام « [ 5 ] » از طرف عيسى بيك پسر ايلدرم ايلچى قطب الدّين نام رسيد « [ 6 ] » و بازنمودند كه عيسى بيك در مقام بندگى و عبوديّت كمر چاكرى بسته است و اشارات و فرامين حضرت صاحب قرانى را منتظر نشسته چشم به عواطف آن حضرت گشوده است و اظهار بندگى و انقياد نموده و آنگاه

--> ( [ 1 ] ) - ت : ندارد . ( [ 2 ] ) - ت : آورند . ( [ 3 ] ) - ت : ندارد . ( [ 4 ] ) - م : را استيفا . ( [ 5 ] ) - ت : ولا . ( [ 6 ] ) - ت : به حضرت آمد . ( [ * ] ) آيه 14 ، سوره 9 . ( [ * * ] ) آيه 13 ، سوره 61 . ( 1 ) با آنها بجنگيد . خدا به دست شما عذابشان مىكند و خوارشان مىسازد و شما را پيروزى مىدهد و دلهاى مؤمنان را خنك مىگرداند . ( 2 ) نصرتى است از جانب خداوند و فتحى نزديك ، و مؤمنان را بشارت ده . ( 3 ) ظفرنامه شامى ( فيلكس تاور ) : « فوچه » ، ص 268 .