عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )
975
زبدة التواريخ ( فارسى )
حضرت صاحب قرانى « [ 1 ] » بعد از تقديم مراسم عنايت شهباز مرحمت را در هواى كرم پرواز داد و بال شفقت و عنايت بر سر او مبسوط گردانيد ، گناهان گذشته او ببخشيد و او را به عواطف و عنايت بىدريغ مخصوص گردانيد . تاج و كمر داده و زر و زيور بخشيده به شرف مواصلت با دودمان بزرگوار بزرگ گردانيد و يكى از مخدّرات او را نامزد اميرزاده مظفّر الدّين ابا بكر گردانيد . شعر « [ 2 ] » آن كرد با وى از كرم و لطف و مرحمت * كابر بهار با چمن و بوستان كند تا عالميان آثار لطف و عنف آن حضرت جارى است « نَبِّئْ عِبادِي أَنِّي أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِيمُ وَ أَنَّ عَذابِي هُوَ الْعَذابُ الْأَلِيمُ « [ * ] » « 1 » » حضرت رسالت را - صلّى اللّه عليه و آله « [ 3 ] » و سلّم - مىفرمايد كه بندگان مرا آگاه گردان كه من پوشنده و آمرزنده گناهانم اگر چهارگوشه عالم پرگناه كرده باشند و به حضرت من بازگردند همه را بيامرزم و نيز بندگان را خبر ده كه عذاب من سخت است و كينه و انتقام من درشت و چون سلاطين عالم سايهء حضرت آفريدگارند - جلّ جلاله و عمّ نواله - كه « السّلطان ظل اللّه [ 226 - آ ] فى الارض » اگر افعال ايشان بر آن منوال واقع گردد عجيب و غريب نباشد . ذكر فتح قلعهء ازمير و احوال آن « [ 4 ] » در اين وقت به حضرت گردون اقتدار معروض گردانيدند كه در اين نواحى قلعهئى است ازمير نام و آن مجمع « [ 5 ] » صناديد افرنج است ناموس ايشان بدان باز بسته و ناقوس آن تا غايت نشكسته ديرهاى آن معمور و اموال و خزاين ايشان موفور . « [ 6 ] » اين قلعه اگرچه در ميان ممالك روم است امّا بر كنار درياست و سواحل آن دريا اكثر شهرهاى معظم فرنگ است و افرنج « [ 7 ] » آن قلعه را از بهر آن عزيز و محترم مىدارند كه اسيران ايشان چون به ممالك روم مىافتند ديگر راه نيست كه به فرنگ باز توانند رفت
--> ( [ 1 ] ) - ت : از « رسانيد و چون به . . . » تا اينجا ندارد . ( [ 2 ] ) - ت : بيت . ( [ 3 ] ) - م : « و آله » ندارد ، م : و بارك . ( [ 4 ] ) - ت : « و احوال آن » ندارد . ( [ 5 ] ) - ت : مجموع . ( [ 6 ] ) - ت : مرموز . ( [ 7 ] ) - ت : فرنگان . ( [ * ] ) آيات 49 ، 50 ، سوره 15 . ( 1 ) به بندگانم خبر ده كه من آمرزنده و مهربانم ، و عذاب من عذابى دردآور است .