عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )
935
زبدة التواريخ ( فارسى )
شريف بغداد ظاهر گشت و آنچه از صد ، يكى و از بسيار اندكى بازمانده بود به حكم فرمان اسير كردند و جمعى از علما و صلحا و مشايخ كه توانستند خود را به حضرت « [ 1 ] » امير صاحبقران رسانيدند ، دربارهء ايشان عاطفت فرموده جامه و اولاغ داد و اخراجات تعيين كرده به سلامت بما فيها رسانيد . پس حكم نافذ شد تا بازارها و عمارات عاليه و خانهها و جوامع آن را « قاعاً صَفْصَفاً « [ * ] » » « 1 » گردانيد تا عالميان اعتبار گيرند « إِنَّ فِي ذلِكَ لَعِبْرَةً لِأُولِي الْأَبْصارِ « [ * * ] » » « 2 » آرى فرمان قرآن چنين صادر شد كه « وَ إِنْ مِنْ قَرْيَةٍ إِلَّا نَحْنُ مُهْلِكُوها قَبْلَ يَوْمِ الْقِيامَةِ أَوْ مُعَذِّبُوها عَذاباً شَدِيداً كانَ ذلِكَ فِي الْكِتابِ مَسْطُوراً « [ * * * ] » » يعنى شهر و ولايت نيست الّا ما كه خداييم پيش از روز قيامت آن را « [ 2 ] » خراب خواهيم كرد يا عذابى سخت بديشان خواهيم رسانيد . اين معنى در لوح محفوظ نبشته شده است و چون حال بدين « [ 3 ] » موجب باشد حكم الهى را گردن نهادن در مقام رضا و تسليم بايد گفت : شعر « [ 4 ] » هرچه از تو آيد خوش بود * خواهى شفا ، خواهى الم ذكر حوادث و وقايعى كه در اطراف ممالك در اين سال مذكور واقع گشته است ، آنچه در فارس در اين سال مذكور واقع شد حضرت صاحب قرانى بهوقت توجّه بهجانب عراق و آذربايجان اميرزاده رستم بن عمر شيخ بهادر را با سونجك بهادر ولد يناء ترخان بهجانب فارس فرستاد كه آنجا به اتّفاق اميرزاده پير محمّد ولايت لرستان بزرگ را ضبط نموده « [ 5 ] » و حشمهايى كه ياغى
--> ( [ 1 ] ) - ت : ندارد . ( [ 2 ] ) - ت : « آن را » ندارد . ( [ 3 ] ) - ت : بر من . ( [ 4 ] ) - م : ندارد ، ت : بيت . ( [ 5 ] ) - ل : محافظت نمايند . ( [ * ] ) قسمتى از آيه 106 ، سوره 25 . ( [ * * ] ) قسمتى از آيه 13 ، سوره 3 . ( [ * * * ] ) آيه 58 ، سوره 17 . ( 1 ) زبده ، بخش دوم ، ج / 1 ، ص 52 . ( 2 ) و صاحبنظران را در اين عبرتى است .