عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )

558

زبدة التواريخ ( فارسى )

احضار او روانه فرموده و در مسارعت مبالغت نمود ، « [ 1 ] » امير على بيك در آمدن تعلّل نموده به عهد و قول وفا نكرد و با وجود آن ايلچى را نيز بازداشته اجازت مراجعت نداد . حضرت صاحب قرانى بعد از آنكه عساكر منصوره عرصهء بادغيس را تاخت كرده بودند و ايل والوس بسيار رانده به خود متوجّه آن ديار شد از آب مرغاب گذشته به جانب مزار متبرك جام « 1 » - زاد اللّه روحه « [ 2 ] » - و كوسويه حركت فرمود بنابر آنكه از لشكر ملك غياث الدّين « [ 3 ] » بعضى در نيشابور بودند و به تجديد آن ديار « [ 4 ] » مسخّر كرده از شيخيان انتزاع نموده بود ، خواست كه ما بين ايشان بگيرد . در اوايل ذى الحجّه سنهء اثنى و ثمانين و سبعمايه به قصبهء كوسويه رسيد ، مهدى كه حاكم آنجا بود به استقبال تلقى نمود از آنجا به قريهء تايباد كه مسكن مولانا اعظم حجة الاسلام فى العالم ، هادى الملوك و السلاطين ، سرّ اللّه فى الارضين ، سلطان الطريقة ، برهان الحقيقة ، زين الحقّ و الملّة « [ 5 ] » و الدّين ابو بكر التايبادى « 2 » - تغمّده اللّه برحمته - رسيد يكى از خواصّ را فرمود كه به طريق ادب پيش مولانا رو و بگوى امير مىخواهد كه زيارت شما دريابد و بدين موضع فرود آمده‌اند ، شما را پيش ايشان مىبايد رفت . بندگى

--> ( [ 1 ] ) - م و ل : نموده . ( [ 2 ] ) - ت : « زاد اللّه روحه » ندارد . ( [ 3 ] ) - ت : هرات . ( [ 4 ] ) - ت : طرف . ( [ 5 ] ) - ت : ندارد . ( 1 ) احمد جام ژنده‌پيل ( 441 - 536 ه . ق ) ، شهاب الدّين ابو نصر احمد بن ابو الحسن نامقى جامى معروف به احمد جام ژنده‌پيل و مشهور به شيخ جام ، پير جام و احمد نامقى ، صوفى سنى مذهب ، شاعر . در ده نامق از توابع جام متولّد شد در ابتدا ميخوارگى مىكرد و سپس به تصوف روى آورد . در نود و پنج سالگى در زادگاهش درگذشت . آثار وى عبارتند از : « روضة المذنبين » ؛ « رساله سمرقنديه » ؛ « زهديات » ؛ « فتوح الروح » ؛ « كنوز الحكمه » ؛ « النجاة » ؛ « بحار الحقيقه » ؛ مثنويهاى « محبت‌نامه » ؛ « سوز و گداز » ؛ « ديوان اشعار » مشتمل بر سه‌هزار بيت . تاريخ نظم و نثر ، ج / 1 ، صص 108 - 109 ، مجمل فصيحى ( ذيل سال 536 ) ، ريحانة الادب ، ج / 1 ، صص 382 - 383 ، دانشنامه ايران و اسلام ، ج / 10 ، صص 1262 - 1265 . ( 2 ) ابو بكر التايبادى : زين الدّين / ركن الدّين ، ابو بكر على ( وف 791 ه . ق ) ، عارف ، دانشمند ، شاعر در قريه تايباد هرات كه اكنون به طيبات معروف است ، مىزيست . وى در علوم ظاهرى و باطنى كامل بود . در علوم ظاهرى شاگرد نظام الدّين هروى و شيخ احمد جامى بود و در تصوف پيرو طريقهء اويسى ، خواجه بهاء الدّين نقشبند به خدمت وى رسيده و سيّد شريف جرجانى و سعد تفتازانى به مقامات وى معتقد بودند . وى در تايباد وفات يافت و به خاك سپرده شد مزارش هم‌اكنون نيز آباد و پررونق است . ابو بكر تايبادى گاهگاهى شعر مىسرود و از او اشعار كمى باقى مانده است ، نفحات الانس ، جامى ، به تصحيح مهدى توحيدىپور ، انتشارات كتابفروشى محمودى ، ص 408 ، تاريخ نظم و نثر ، ج / 1 ، ص 221 ، الذريعه ، ج / 9 ، ص 409 ، رياض العارقين ، صص 82 - 83 .