عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )

مقدمهء مصحح 69

زبدة التواريخ ( فارسى )

درآمدى كوتاه اسناد اصلى تاريخ هزار و سيصد سالهء ايران قديم پيش از اسلام متأسفانه در اثر تغيير مكرر خط و زبان رسمى كشور و تحول متوالى وضع فكرى و اجتماعى مردم ايران دستخوش نيستى و دگرگونى غريب شده است چنان كه امروز جز كتيبه‌هاى بيستون و تخت جمشيد و كعبهء زرتشت و لوحه‌هايى پراكنده به خط ميخى و يونانى و آرامى مىتوان گفت منحصر به مطالبى گرديده كه يونانىها و رومىها و سريانىها و ارمنىها ، در آن باره نوشته و به‌جا گذاشته‌اند . خوشبختانه اسناد تاريخى مربوط به هزار و سيصد و پنجاه سال بعد از اسلام ايران كه غالبا به دو زبان عربى و فارسى نوشته شده و برجا مانده است زمينه را براى بحث و تحقيق براى درك حقايق اوضاع و وقايع محفوظ داشته و از سدهء چهارم به بعد زبان فارسى نه تنها توانسته جاى زبان عربى را بگيرد بلكه قلمرو استعمال اين زبان در ثبت و ضبط تواريخ هند و عثمانى هم پيش رفته است . در اين ميانه امير تيمور كه سخت‌ترين مظهر ويرانگرى و بيرحمى و مردمكشى در تاريخ ايران بود فطرتا علاقهء خاصى به حفظ وقايع ايام خود داشت و اين صفت بعد از او به پسرش ميرزا شاهرخ و اولاد او تا بايقرا به ميراث رسيده بود . كتاب‌هاى ظفرنامهء نظام شامى و ظفرنامهء على يزدى و تاريخ حافظ ابرو و مطلع السعدين از نمونه‌هاى بارز اين دلبستگى تيمور و اولادش به ثبت و ضبط وقايع تاريخى در زمان حدوث آنها محسوب مىشود . اما حافظ ابرو به كار تاريخ‌نگارى خود توسعه داده و آثارى مشتمل بر حوادث پيش از ايلغار مغول و حملهء تيمور به ايران را هم از روى منابع متقدم بر زمان خود