عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )

مقدمهء مصحح 60

زبدة التواريخ ( فارسى )

عبارات نفثة الصدور است . نمونه‌اى ديگر از نفثة المصدور : در وقت عطعطهء كفاح و حمحمهء جياد و قعقعهء سلاح و ولولهء اخبار ، قلقل جام و چپچاپ كؤس . . . « 1 » نمونهء زبدة التواريخ : از دمدمهء دمامهء و حمحمهء جياد و غلغلهء اجناد ولوله در گروه و زلزله در كوه افتاد ( بخش 2 ، ص 780 ) . چنين تشابه مضامين و معانى و الفاظ بين نفثة المصدور و زبدة التواريخ فراوان است ، اما بايد به اين موضوع هم توجه داشت كه غالب اين مضامين در كتب تاريخى بعد از نفثة المصدور همچون سمط العلى للحضرة العليا يا جهانگشاى جوينى نيز ديده مىشود . يكى ديگر از كتاب‌هايى كه بسيار مورد توجه حافظ ابرو بوده و خود آن را اذعان داشته ، ظفرنامهء شامى است . وى وقايع مربوط به دوران امير تيمور را از منشآت نظام الدين شامى در بخش اول زبدة التواريخ آورده است « 2 » و طبيعى است كه در ادامهء نگارش تاريخ جهت تسلسل و توالى عبارات شيوهء ظفرنامه را دنبال كند . در اين‌جا فقط به يك نمونه جهت مقايسهء ظفرنامه با زبدة التواريخ اشاره مىشود . ظفرنامه . ذكر احداث فرمودن نهر بيلقان : « 3 » و چون يكى از اسباب تمدن بلكه از ضروريات سته آب است كه قوام معيشت انسان بدان منوط است بل اصل خلقت اشياء بر آن مربوط كه « وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ » « 4 » و نيز حضرت عزت در ذكر نعيم آخرت هرجا كه ياد باغ و بستان و نعم جاودان بهشت فرمود به آب‌هاى روان منت نهاد كه « جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ

--> ( 1 ) . بخش دوّم همان كتاب ، ص 43 . ( 2 ) . نگا . همين مقدمه زبدة التواريخ . ( 3 ) . شامى ، ظفرنامه ، ص 291 . ( 4 ) . سورهء 21 ، آيهء 30 .