عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )
مقدمهء مصحح 40
زبدة التواريخ ( فارسى )
بندگى حضرت همه را راه خير مىآموزد و از نصايح امثال ما مستغنى است . بندگى حضرت از آن اعراض فرموده ، فرمود تحسين من كردن و سخن مطابق مزاج من گفتن مرا خوش نمىآيد ، وظيفه آن است كه هر طايفه از طرفى كه آمدهايد احوال و اوضاع آن طرف از نيك و بد و ظلم و عدل با من بگوييد و هيچ دقيقه از من پوشيده نداريد . و اين سخن نه از آن جهت مىگويم كه شما معتقد من شويد و مرا از آن فايدهء ملكى باشد ، كه جهانيان را معلوم است كه شوكت و بسطتى كه حضرت - عزت جلّ و علا - ما را ارزانى داشته است از امثال اين تكلّفات مستغنى است ، بلكه نظر بر تحصيل رضاى حضرت ذو الجلال است تا در ازاى كرمهاى او به بعضى از شكر نعمتهاى او قيام نموده باشيم . چون دانستند كه اين سخن از سر اخلاص است و مصدوقهء حال ، عرض كردند و بعضى از غثّ و سمين و نيك و بد احوال مملكت باز نمودند . هم در مجلس جمعى از مفتيان و متديّنان علما را اختيار فرمود و هر يكى را به امينى از جهت ديوان اعلا نامزد قطرى از اقطار مملكت گردانيد تا متوجّه آن جوانب شده به غور قضاياى مملكت برسند و اگر بر مظلومى حيفى رفته باشد و بر عاجزى تعدّى روا داشته باشند خار ضرار از پاى مظلومان برآورده آنچه ثابت شود كه به زور و ناواجب از ايشان گرفته باشند از مال خزانه كه در آن طرف باشد بديشان رسانند و صورت احوال ثبت كرده بازگردند و به عرض رسانند تا فيما بعد اين قواعد از ايشان مرتفع گردد . بعد از آن به لفظ درربار فرمود كه تا غايت در مراسم جهانگيرى سعىهاى بليغ رفت و بعد اليوم نيّت خسروانه بر اعلاى اعلام جهاندارى مصروف است و غرض از اين سخن آن است تا منبعد بىتحاشى هركس هرچه داند به عرض ما رساند و هرچه صلاح مملكت بدان منوط باشد و دفع ضرر از مظلومان بدان مربوط در رفع آن به حضرت ما اهمال نورزند و به اعتماد و وثوقى تمام باز نمايند . . . » ( زبده بخش 2 ، ص 1007 ) . ه . غلو در كتابت تاريخ القاب و عناوين « 1 » . آنجا كه به مناسبتى از تيمور ، شاهرخ و شاهزادههاى تيمورى
--> ( 1 ) . القاب و عناوين در اكثر صفحات زبدة التواريخ نوشته شده است .