عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )

مقدمهء مصحح 31

زبدة التواريخ ( فارسى )

هوائى و علامات ارضى . و بعضى گفته‌اند مدت معلوم است از حدوث امرى ظاهر و ميان اوقات حوادث ديگر و به هر وجه ، به اختلاف اعتبارات كه تاريخ را بر آن معنى اطلاق كرده‌اند . اين تعريفات مذكوره بر تاريخ صادق است . و اهم اقاليم سبعه را هريك عليحده تاريخ است ، شامل سال و ماه و ايام و ساعات تا به مقياس قياس مستقيمه و بعد به مقدار زمانى و انقلاب دهر و انصراف عصر معلوم و مفهوم شود . بعضى از طوايف بنياد تاريخ خود بر مسير شمس نهاده‌اند مثل يونانيان و فرس و روم و قبط [ و تاريخ جلالى كه در ايام سلطان جلال الدين ملكشاه سلجوقى وضع كرده‌اند و حالا اوراق تقاويم به سال و ماه جلالى نويسند و بدان مقيد كنند ] . « 1 » تاريخ خانى كه در ايام غازان خان نهاده‌اند و حالا در ممالك عراق و آذربايجان در اكثر امم مصطلح و مستعمل است . و اعم تاريخ عرب است و آن قمرى است مبنى بر رؤيت اهلّه نه به حساب و « عليه عمل اهل الاسلام با سرهم » و اهل اسلام مجموع بدين تاريخ عمل كنند . . . در حقيقت علم تاريخ « ببايد دانست كه هر علمى را ماهيتى و غايتى و موضوعى است ، و ماهيت علم تاريخ معرفت احوال عالم كون و فساد است از حوادث ايام ماضيه و قرون سالفه و امم سابقه و آنفه و اساس و اقلاع منازل و مدن و اصقاع و بقاع قريبه و بعيده و آثار علوى از ظهور خسف و زلازل و حدوث ذوات اذناب و شهب و صواعق و رعود و بروق و احوال ايشان ، و آنچه عجيب و غريب باشند كه هريك بر چه وجه و در كدام وقت نازل و حادث شده است . اما علت غائى تاريخ : اعتبار و استبصار و انذار و احذار است ، از دانستن تغييرات دول و

--> ( 1 ) . حافظ ابرو ، جغرافياى تاريخى ، نسخهء كتابخانهء كاخ گلستان شمارهء 1151 ؛ چاپ عكسى كتابخانهء مركزى دانشگاه تهران ، شمارهء 6296 - 12 ، ورق 9 ؛ نسخهء كتابخانهء ملك ، شمارهء 4143 ، ورق 4 ؛ نسخهء كتابخانهء داماد ابراهيم پاشا در استانبول به شمارهء 919 . لازم به تذكر است كه آنچه در بين دو [ ] آمده است در نسخه‌هاى دو كتابخانهء كاخ گلستان و ملك نبوده است .