عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )

مقدمهء مصحح 16

زبدة التواريخ ( فارسى )

حافظ ابرو در لابه‌لاى مطالب بخش اوّل زبدة التواريخ به اين موضوع بارها اشاره مىكند كه در يورش‌ها و رويدادها همراه امير تيمور و لشگرش بوده است : 1 . اين كمينه از حضرت صاحبقرانى شنيد كه فرمودند . . . بخش 1 ص 767 . 2 . مؤلف اين كتاب در آن سفر ( يورش دهلى ) ملازم ركاب همايون بود و در آن مجمع حاضر . . . بخش 1 ص 852 . 3 . اين كمينه كه مؤلّف اين كتاب است نيز در آن سفر ( فتح حلب ) ملازم بود . بخش 1 ص 912 . 4 . در تاريخ فتح قلعهء ماهانه اين مؤلّف را كه در آن واقعه حاضر بود . . . بخش 1 ص 748 . 5 . مؤلّف اين كتاب با امير جلال الاسلام و مولانا شهاب الدين عبد اللّه لسان - طاب ثراهما - به پاى آن حصار ( بعلبك ) رسيديم از طرفى كه بيرون شهر است متّصل باغستان يك سنگ بزرگ بر گوشهء ديوار قلعه بود . بخش 1 ص 916 . 6 . اين كمينه كه مؤلّف اين مجموع است همراه مولانا [ عبد الله لسان ] پيش ايلدرم بايزيد رفتيم و ما سخن تركى نيكو فهم نمىكرديم و او پارسى ، امّا ترجمانى در ميان بود از صورت واقعه سؤال كرد . . . بخش 1 ص 953 . 7 . اين بنده كه مؤلّف اين كتاب است با خدمت مولاناى اعظم شهاب الدّين عبد اللّه لسان از دروازهء توقچى تا به قلعهء طبرك كه يك نصف ديوار اصفهان است از بيرون شهر در آن روز مىگذشتيم ، منارها كه از سرها برآورده بودند بيست و هشت مناره شمرديم هر مناره از هزار سر زياده بود و به دو هزار نمىرسيد چنان كه در يكديگر هزار و پانصد مىتوانست گرفت و بر آن طرف ديگر شهر هم بود . امّا كم ، و آن حال در اواخر شوّال سنهء تسع و ثمانين و سبعمايه واقع شد . . . بخش 1 ص 667 . ج . شعر حافظ ابرو در صفحات اين كتاب به مناسبت حافظ ابرو ابياتى سروده و به عنوان شاهد مثال و براى زيبايى كلام در متن نثر خود آورده است :