محمد ميرك بن مسعود حسينى منشى
56
رياض الفردوس خانى ( فارسى )
و به قول شارح ، اول مخلوقات عالم امكان آب بود كه استعداد لطافت و كثافت داشت . آنگاه از ماهيت ماء ماهى خلق شد و از صور نباتيه زيتون و از حيوان نسر طاير مخلوق گشت و [ پس ] از همهء اينها آدم و حوّا به عرصهء وجود خراميدند و پيغمبران نامى و رسل گرامى به شرف اصطناع و عزّ اصطفاء اختصاص يافتند . و در الف ثانى ادريس مبعوث گرديد و چون حسن تمدن و تدبير و تعمير عالم كبير به توسط عالم صغير كه عبارت از شهرستان ابدان انسان است منوط و منتظم ، و تنسيق و ترتيب امور بلاد و رفاه و رفاغ كافهء عباد ، قياس به اين دو عالم ، به وجود كثير الجود پادشاه مربوط است ، خلايق به جهت تعديل امور محتاج به فرمانفرماى بودند ، كيومرث را كه مؤيد من عند اللّه بود پادشاه كردند . وى از اولاد سام بن نوح بود و گلشاه و پيشداد نيز مىگفتند و معنى كيومرث به لغت سريانى « زندهء گويا » ست ، و پيشداد به اين جهت كه پيش از جمهور سلاطين داد مظلوم از ظالم غشوم گرفت و آدم ثانى نيز گفتند . بعضى مورخين ، عهد سلطنت وى را هزار سال و برخى پانصد سال نوشتهاند . پيشداديان ده نفراند : اولى كيومرث و آخرين زوطهماسب « 1 » . مدت ملكشان دو هزار و چهار صد و پنجاه سال . كيانيان نه نفراند : مدت ملكشان پانصد و هشتاد سال . اشغانيان نوزده نفراند : مدت ملكشان ششصد و هيجده سال بود . [ 16 ب ] اكاسره كه ساسانيان گويند سى و يك نفراند . مدت ملكشان دو هزار و سيصد و پنجاه و دو سال « 2 » . و از طبقهء آخر ، ملك و دولت علاوهء نبوّت به رسول انس و جان انتقال يافت . بالجمله چون موسم خزان چمن آمال كيومرث رسيد [ بناى ] شهرستانها چون اصطخر و دماوند و بلخ و خراسان به اتمام رسانيده ، بودنيها و كردنيها به عمل آورد . روزى ثمرة الفؤادش كه سيامك نام داشت در كوه به شكار مشغول بود ، سيه ديو نبيرهء ابليس ، به كين ديرين وى را بكشت . كيومرث ، هوشنگ بن سيامك نبيرهء خود را فرستاد تا با سيه ديو حرب كرده وى را به خون پدر بكشت . آن گاه كيومرث سرير پادشاهى را به وجود هوشنگ مزيّن ساخته خود عزيمت ملك بقا فرمود .
--> ( 1 ) . اصل : طهماست . ( 2 ) . رقم عجيبى است .