محمد ميرك بن مسعود حسينى منشى

40

رياض الفردوس خانى ( فارسى )

استوا « لا » . آن را « دز پل » گفته‌اند ، معربش دزفول است . و شاپور به دستور بانى آن است و اندليك « 1 » نيز گفته‌اند . پل آن بر نهر تستر در حدود خوزستان است و قرب قلعهء عسكرى را طى نموده نزديك قلعهء مهدى به بحر عمان منتهى شود . مشتمل بر بيست و نه چشمه باشد . عرضش يازده گام باشد . و در سمت غربى پل جدولى از سنگ بريده به رودخانه رسانيده‌اند و دولابى كه نمودار چرخ دولابى است افراشته . قرى و مواضع بسيار دارد . ليكن هواى شوشتر بهتر است و در حدود قرى سد و مطران « 2 » مرغزار نزه و دلكش دارد و رياحين خود روى در اراضى و صحارى آن بسيار باشد . [ اهواز ] اهواز نيز از بلاد خوزستان و در قديم الايام شهرى معمور و معظم بوده ، محتوى [ 10 الف ] بر عمارات عاليه و مدارس و خوانق رفيعه ، زواياى ابرار و اخيار و قبور مهاجر و انصار . طولش از جزاير خالدات « يد » و عرض از خط استوا « ل » . اردشير بابكان بانى آن است . سه بند از شط كارون كه آب كرنگ نيز گويند داشته ، و در هر بندى هزار خيش زراعت مىشده . يكى مشهور به بند قير نهر طاب . منبعش از جبال اصفهان است . ميانهء فارس و اصفهان و خوزستان گذرد و هم نزديك قلعهء مهدى به بحر عمان منتهى شود . دويم معروف به بند خاك . سيم‌بندى است كه از سنگ و صاروج بسته بودند . و يك هزار دكان شكرپزى متجاوز بوده ، به مرور ازمنه و دهور ثفل « 3 » شكر بر زير ريخته و به حرارت آفتاب جنبدگان در آن متولّد گشته رفته رفته آن كرمان پر و بال به هم رسانيده بعض عقارب قتاله كه « جرّاره » گويند و دم را بر زمين كشند ، مثل برخى هوام « 4 » عجيبه شده‌اند كه نامش از خودش غريب‌تر است . آن ملعون را « كركروره » گويند . قدش برابر انگشت

--> ( 1 ) . كذا ، نام قديم آنجا انداميش بوده و ممكن است كه اندليك تصحيف باشد از اندميش و حتى انديمشك . ( 2 ) . كذا . ( 3 ) . اصل : نقل . ( 4 ) . اصل : سوام .