محمد ميرك بن مسعود حسينى منشى
38
رياض الفردوس خانى ( فارسى )
مثل گر كسى را به آن ره بدى * اجل را از آن دست كوته بدى همواره كوتوالى زحلوار با بيست نفر كوتوال در آنجا مسكن دارد . مرتقى آن قلعهء اول به « سه مردى » بالا رود و آن برجى است كه دروازهء حصون ثلاثه است . ديگر قلعهء گل ، بعد از آن قلعهء گلاب . و رودخانهء زهره از يك طرف قلاع گذشته به اراضى زيدان مرور نموده به بحر اعظم داخل شود . زيدان بعضى مورخين گفتهاند اول ماهى روان « 1 » شهر بوده و برخى برآنند كه زيدان شهر بوده و اماميه و ماهيروان از مضافات آن است . بالجمله به موجب كه ذكر خواهد يافت از مستحدثات شاپور است . داخل اقليم سيوم و گرمسير است . و بندر غزاله نيز از بنادر زيدان است . وجه تسميهء غزاله آن كه شخصى از عرب صادق القول قبل از طلوع شمس متصل به بحر اعظم ، قلعهء حصين رزين مىبيند از دروازه داخل مىشود ، شهرى آراسته مشحون به صنوف بودنيها و زر و گوهر بىشمار و امتعه و اقمشه و اسواق مرفوعه به نظر درمىآرد . قدرى از آن اقمشه برداشته به جانب دروازه [ اى ] كه از آنجا داخل شهر شده مىرود . سرگردان و متحيّر مىگردد . چون مكررا اين معنى وقوع مىيابد ، اقمشه را به جا گذاشته از دروازه خروج مىكند و بر سمت شارع ، چوبى چند بر زمين نصب مىنمايد كه حين احتياج راه را بداند . متعاقب اعرابى « 2 » از قلعه بيرون آمده چوبها را به دندان از زمين قلع مىنمايد و شهر از نظرش مخفى مىشود . راوى گويد كه در عرض مدت بيست سال سه چهار نوبت اين واقعه بر بينندگان واقع مىگردد - و العهدة على الراوى - آسان مگير كار كه در سين اين طلسم * دندانه [ ها ] كه بينى دندان اژدهاست
--> ( 1 ) . در منابع ديگر ماهى روبان و ماهى رويان آمده است . ( 2 ) . اصل : عرابى .