محمد ميرك بن مسعود حسينى منشى

22

رياض الفردوس خانى ( فارسى )

مجسطىگشاى والاشكوه ، ناثر جوهر مردمى و مروّت و امتنان « 1 » ، ناشر لئآلى عدل و احسان ، كشّاف معضلات دقايق همگنان ، بيگلربيگى انشان اعظم ، امير الامراى افخم اكرم ، خان بن خان ، خرد پرور زبدهء عقول عشر ، شمس الدولة و الدنيا و الدين محمد زمان خان - ابد اللّه ظلال افضاله مادام اختتام الاوان - به طلب كمينه ، مسرّت بخش خاطر حزين گرديده . بعد از شرف [ اندوزى ] به مجلس عالى به انجام اين خدمت مأمور گشتم كه مختصر ضابطه در بيان چگونگى بلاد فارس و كوه‌گيلويه و خوزستان كه محال اقتدار آن حضرت است در حيطهء تحرير و تدوين آورم . هر چند كه به مؤدّاى « من صنف فقد استهدف » امن و سلوت خود را در صموت و سكوت مىدانستم زيرا كه با وصف سخندانى و برترى آن سرور بر كمله و مهرهء فنون تواريخ در ميادين سخن جولان نمودن امرى خطير است . رباعى همى ترسم از نخلبند رياحين * كه خار مغيلان به بستان فرستم از آن شرم دارم كه پاى ملخ را * سوى بارگاه سليمان فرستم لكن چون از موقف عنايت و معدن كرامت رجوع اين خدمت تواتر يافت به قبول سرانجامش ملقى نمودم كه به فحواى « ما لا يدرك كله لا يترك كله » در اين باب از آنچه در متون تواريخ به نظر اين قليل البضاعهء عديم الاستطاعه آمده مختصر ضابطه [ اى ] مرقوم گردانم تا نه مطولى مملّ و نه موجزى مخلّ مشتمل بر زبدهء وقايع سانحهء اين بلاد در سلك عيان و سميط اعلان سمت بيان پذيرد . و هر آينه اين تاريخ اگر به نظرپسند خدايگان زمان آيد بلا تشكيك و ارتياب مطبوع طباع اولى الالباب و پسنديدهء رغبت متنزهان و موجب نزهت متأملان خواهد گرديد [ 3 الف ] . لهذا اساس تدوين آن را بر فاتحه و خاتمه و دوازده روضه و بيست و چهار چمن گذاشته موسوم به رياض الفردوس گردانيد ، بر اين نسق كه امور سانحهء اين بلاد

--> ( 1 ) . اصل ناخوانا و به احتمال امتنان خوانده شد .