معين الدين محمد زمچى اسفزارى
16
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )
كردند ، و سرهاى كوى و گذرها را نگاهداشته ] سپاه ياغى را در ديوار بست راه ندادند ، و دروازهها و بروج و بارها را ضبط نموده چهل شبانروز ميان فريقين طعن و ضرب و كوشش و حرب بود ، آخر الامر چون ديدند كه گرفتن شهر صعوبتى تمام دارد ، امراء پيش امير غرغن عرض كردند ، امير را اگر عزم فتح و تسخير اين شهر جزم است ، سال ديگر بيائيم و آن عزيمت را بامضا رسانيم ، و متوسطان تردد نموده آمدوشد كردند ، مقرر شد كه ملك محقر سورى بيرون فرستد ؟ و امير غرغن عزيمت فرمايد ، و امير مذكور چون مرد كريم و رحيمدل [ و نيكوسير و مشفق و عادل ] بود ، و روزگار محاصره ممتد گشته از آمدن پشيمان شده بود گفت مرا با ملك هيچ خصومتى سابقا [ و لا حقا در ميان ] نبوده بسخن اصحاب غرض فريفته شده بدين ولايت آمدم ، و چندين مردم نيك از جانبين ضايع گشته رعايا پايمال و بال و اذلال شدند ، و ملك [ معز الدين حسين ] متعهد شد ، كه چون امير بمستقر اقبال خود خرامد متوجه خدمت گردد ، و اساس تعهد را بمواثيق مؤكد گرداند ، و امير نيكو عهد تصديق عهد و قول ملك نموده ، بجانب ماوراء النهر مراجعت نمود و كل شيئى يرجع الى إله و يعود .