معين الدين محمد زمچى اسفزارى

5

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )

پس برادر ملك شمس الدين ملك حافظ مباشر حكومت شد ، و او جوانى ستوده منظر ، حميده مخبر بود ، و خط خوب و آثار پسنديده داشت ، اما در امور حكومت و ملك‌دارى ( او را ) زياده اختيارى و اقتدارى نبود ، و غوريان مسلط گشته براى خود ميزدند ، و ميگرفتند ، و مهمات ميساختند ، و معاملات مىپرداختند . بيت چو غورى خر روستائى برد * ملك باج ده يك چرا مىبرد لاجرم اركان دولت او را ثباتى نبود ، و بنيان حكومت او به زودى انهدام يافت ، و امور ايالت و جلالت ببرادر او ملك معز الدين حسين كزت منتقل گشت . و در خلال اين احوال در سنهء ست و ثلثين و سبعمايه سلطان ابو سعيد خان « 1 » كه خاتم خاندان چنگيزى و نگين خاتم خانى بود وفات يافت ، و در مرقدى كه در حوالى سلطانيه در زمان حيات براى روز ممات خود احداث نموده بود مدفون گشت .

--> ( 1 ) - سلطان ابو سعيد فرزند اولجايتو سلطان در سال 736 ه درگذشت و با مرك او دورهء سلطنت ايلخانان مغول در ايران كه هولاكو خان تأسيس كرده بود بپايان رسيد ، و از آن تاريخ به بعد دورهء هرج‌ومرج و ايام پرمشقتى در كشور ايران آغاز گرديد ، و مدت 35 سال ادامه داشت ، تا اينكه طوفان ديگرى از فاتحين و غارتگران تورانى بسردارى كشورگشائى خونريز و بىباك موسوم به امير تيمور گوركانى از سرزمين تركستان برخواسته و سرتاسر ممالك ايران را فراگرفته است . حافظابرو مقارنه اوايل سلطنت ابو الحسن معز الدين حسين كرت را با سه واقعه تاريخى مهم اعنى : انقراض سلطنت ايلخانى در ايران ، ولادت امير تيمور و آغاز جنبش سربداران اشاره كرده در حوادث سال 736 مينويسد : « درين سال انقضاء دولت سلاطين چنگيز خان بود در ممالك ايران و از آن تخمه كسى كه پادشاه باستقلال شود نماند ، و آخر آن دولت مقارن است به اول ظهور . . . امير تيمور گوركان . . . در ربيع الاول سال مذكور وفات سلطان ابو سعيد بود ، در بيست و پنجم شعبان ولادت امير صاحب قران » . ( ربع چهارم از تاريخ عمومى حافظابرو موسوم به « زبدة التواريخ بايسنقرى » نسخه خطى - احتمالا به خط مؤلف - متعلق بكتابخانه ملى ملك ) .