معين الدين محمد زمچى اسفزارى

مقدمه 10

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )

حمام ، كاروانسراى و طاحونه ، و سيصد و پنجاه و نه مدرسه و خانقاه و آتش‌خانه ( آتشكده ) و چهارصد و چهل و چهار هزار خانه موجود بوده است » « 1 » هرات در عهد سلاطين گورگانى بخصوص ميرزا شاهرخ و سلطان حسين ميرزا بايقرا بزرگى و آبادى آن چندين برابر ايام سلطنت ملوك غور و سلاله آل كرت گرديده و باوج عظمت و جلال خود رسيده است . حافظابرو « 2 » نويسندهء فاضل و مشهور دربار هرات در عهد ميرزا شاهرخ در كتاب جغرافى خود كه آن را در آغاز سدهء نهم تأليف نموده است اوضاع و اوصاف هرات را به تفصيل نگاشته از جمله گويد : « در خراسان هرى بهشت برين * شد بعهد معين دولت و دين شاهرخ پادشاه هفت اقليم * خلد اللّه ملكه آمين

--> ( 1 ) - نزهة القلوب - حمد اللّه مستوفى ص 151 ليدن . ( 2 ) - غياث الدين او را : مولانا نور الدين لطف اللّه المشتهر بحافظابرو » نوشته ، و ولادت او را در شهر هرات دانسته است . فصيحى خوافى ولادت او را در خواف نوشته در حوادث سال 833 ه گويد : « وفات مولانا اعظم شهاب الدين عبد اللّه خوافى المعروف بحافظابرو ، جامع ( مجمع التواريخ السلطانى ) فى يوم الاحد ثالث شوال بموضع ( سرچم ) بوقت معاودت حضرت اعلى خاقانى از آذربايجان ، مدفونا بزنجان قرب مزار شيخ ربانى اخى ابو الفرج الزنجانى » . مجمل فصيحى خوافى - اما وجه تسميهء او بحافظابرو گويا ازين جهت بوده كه او اصلا از مردم « ابرشهر » - نام اصلى نيشابور - بوده . و النسبه اليه ابرو على غير قياس - يا حافظ آنديار بوده يعنى حافظ كلام اللّه . يا از مردم قصبهء « ابرو » بوده از بلاد مكران ، و نيز شايد از حفاظ آنشهر بوده . و اين قبيل نسبت بدون ياء در آنزمان معمول بوده است ، چنان كه : خواجه مجد الدين خواف ، شمس الدين اسفزار : يعنى خوافى و اسفزارى و حافظابرو يعنى : ابروى .