معين الدين محمد زمچى اسفزارى
مقدمه 7
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )
« هرات بوستان خراسان است ، جمعيت زيادى دارد ، عمارات آن بهم پيوسته است ، مردمش زيرك و شوخ و شنگ و داراى ذوق ادبى ميباشند ، از هرات انواع شيرينى و پارچههاى اعلا بكشورهاى مختلفهء ديگر فرستاده مىشود » . « 1 » و ابن حوقل ( كه در حوالى سال 340 هجرى كتاب خود را تأليف نموده ) مينويسد : « هراة يكى از امهات بلاد خراسان است ، حصارى مستحكم دارد ، قهندز و ربض در داخل حصار واقعاند ، مسجد جامع داخل ربض است ، و دارالاماره در خارج حصار در محلى است كه به « خراسانآباد » معروف است ، و از شهر بفاصله قريب يك ثلث فرسنگ در غربى هراة به راه پوشنگ واقع است ، و مساحت شهر هرات مقدار نيم فرسنگ در نيم فرسنگ مىشود ، شهر هرات چهار دروازه دارد : دروازه شمالى كه از آن بسوى بلخ ميروند « بابسراى » ناميده مىشود ، دروازهء غربى كه به راه نيشابور ميرود « بابزياد » نام دارد ، و دروازهء جنوبى كه به راه سجستان ميرود « باب فيروزآباد » ميگويند ، و دروازهء شرقى را كه بسوى غور ميرود « بابخشك » ميخوانند ، و درهاى دروازهها تماما از چوب ساخته شده غير از « بابسراى » كه درهاى آن آهنين است ، و در داخل شهر هرات و ربض آن آبهاى بسيارى جارى است ، و قلعهء هرات نيز چهار دروازه دارد در مقابل هريك از دروازههاى چهارگانه حصار يك دروازه دارد كه بنام همان دروازه موسوم مىباشد ، و گرداگرد حصار شهر هرات ديوارى از گل كشيده شده است كه از يك قامت
--> ( 1 ) - « هراة : قصبة جليلة هى بستان هذا الجانب ، معدن الاعناب الجيده و الفواكه النفيسة آهلة عامرة حسنة السواد مشتبكة العمارة ، جليلة القرى ، اهل ادب و بلاغة و ظرف و دراية ، من عندهم تحمل صنوف الحلاوات ، و بزهم يحمل الى الاقاليم و الاطراف ، حصينة طيبة ، لها مدينة عامرة و قهندز ، و على ربضها حصن ، و ابواب الربض تقابل ابواب المدينة ، و توافقها فى الاسماء القديمة : باب زياد الى نيسابور ، باب فيروز ، بابسراى الى بلخ ، باب خشك الى الغور ، و الجامع وسط المدينة ، بين الاسواق عامر ، و لهم قنطرة عجيبه . . . » ( احسن التقاسيم الى معرفة الاقاليم - شمس الدين ابى عبد اللّه احمد بن ابى بكر الشامى المقدسى ) ص 9 و ص 307 و ص 298 ليدن .