معين الدين محمد زمچى اسفزارى

64

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )

پس مهندسانرا و معمارانرا جمع كرده بر آن قرار دادند كه شانزده هزار مرد به كار مشغول باشند ، و چهار صد استاد مذهب العمل ، و جهت اختيار سعادت وقت و احتياط فيروزى ساعت ، منجمان كه راويان آيات سماوى و واقفان آثار اجرام علوى در مهابط و مهاوى بودند حاضر ساختند تا بعد از تحقيق « 1 » دقايق نجوم و تعمق در غوامض و حقايق علوم ساعتى اختيار نمودند از مناقص مناحس « 2 » مفروق و منفصل و بسعادة سعود صعود مقرون و متصل ، لامير خسرو رح « 3 » : سطرلاب سنجان موزون قياس * بانديشه گشتند ساعت‌شناس بوقتى كه با خرّمى يار بود * نظرها بطالع سزاوار بود اسطرلاب و تقويمها در دست حاضر و ناظر و خلايق « 4 » خشتها و گلها برداشته موقوف و منتظر كه هرگاه اهل نجوم گويند وقت رسيد بيكبار از چهار طرف خشت بنياد شهر بيندازند ، در خلال ابن احوال « 5 » عورتى نان مىپخته ناگاه كودكى چند نان او را ربوده و گريخته « 6 » ، آن عورت از بيطاقتى آواز برآورده كه نانها را « 7 » بينداز معماران تصور كردند كه آواز منجمان « 8 » است كه ميگويند خشت بينداز ، بيكبار شانزده هزار خلايق پيش از درآمدن ساعتى كه اختيار افتاده بود بطالع ثور خشتها بينداختند ، ارغاغوش از آن معنى انديشناك گشت از منجمان استفسار طالع وقت نمود گفتند چون صاحب خانه طالع زهره است و مريخ ناظر او از دلائل احكام انجم : مردم اين شهر عشرة دوست و خوش الحان و دلير و جنگجوى و پهلوان صفت و خوب‌خوى باشند . و ابناى ايشان از هنگام طفلى باز پردل و قوى زهره ، و بسيارى از ملوك و گردنكشان درين شهر بقتل

--> ( 1 ) - مج : تحقيق دقايق نجوم ، مك : تحقيق نجوم . ( 2 ) - المنقصه : النقص جمع مناقص . و المناحس : المشائم و الامور التى تجلب النحس . و هو جمع ( او اسم جمع ) لا واحد له من لفظه مثل : محاسن . معارف . ( 3 ) - مج : لامير خسرو رح . مك : امير خسرو . ( 4 ) - مج : و ناظر خلايق خشتها . مك : و ناظر خشتها . ( 5 ) - مج : در خلال اين عورتى . مك : در خلال اين احوال عورتى . ( 6 ) - مج : او را ربوده گريخته . مك : او را ربوده و گريخته . ( 7 ) - مج : نانها را بينداز . مك : نانها بينداز . ( 8 ) - مج : منجمان است . مك : منجم است .