معين الدين محمد زمچى اسفزارى
529
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )
بودن ديوان مذكور . بارى اين مجموعه شعرى را در سال 890 ه حسين بن معين الدين الميبدى الترمذى به فارسى ترجمه و شرح كرده است . ( كشف الظنون ج ر 1 ص 802 ) . ميبدى در شرح مذكور در ترجمه و شرح ابيات متن چنين نگاشته است . « بيان آنكه عقل براى اقامت رسم عبوديت است نه براى ادراك سر الوهيت : كيفية المرء ليس المرء يدركها * فكيف كيفية الجبار فى القدم هو الذى انشأ الاشياء مبتدعا * فكيف يدركه مستحدث النسم استحداث : نوآوردن . و نسمه بفتح آدمى ، و تخصيص قدم از صفات حقتعالى بذكر براى آنست كه انسان مظهر عكوس اشعه اكثر صفات است ، و هرصفة كه پرتو آن بر انسان افتاده ادراك آن ميتواند كرد ، و هرصفة كه او مظهر آن نيست مثل : وجود و قدم از ادراك آن عاجز است ميفرمايد : چگونگى مرد نيست مرد كه دريابد آن را ، پس چگونه باشد چگونگى جبار در قديم بودن ، اوست آنكه آفريد چيزها را نو پديدآرنده ، پس چگونه دريابد او را آدمى ، شعر : هرگز نرسد بكنه معبود كسى * چون فهم كند سر هما را مگسى از روى مثل خداست درياى محيط * و آن را نكند احاطه هرخار و خسى »