معين الدين محمد زمچى اسفزارى
511
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )
غياث الدين يرليغ و خلعت فرستاده [ گفتند « 1 » كه ما را محقق و معلوم شد كه از امراء و ملوك ممالك شاهزاده سلطان ابو سعيد خان در دفع مواد فتنه و فساد و رفع شر و عناد شاهزاده يسور هيچكس چنان مجد و مجتهد و ساعى و مستعد نبوده كه ملك غياث الدين ، چون اين خبر بامراى خراسان رسانيدند « 2 » شادمان شدند ، و خاطر رعايا و عجزه مرفه و مسرور گشت و طرق و سبل مسلمانان « 3 » ايمن شد ، و قرب سيصد مرد از جماعة بوجاى كه كوچهاى ايشانرا ملك بهرات آورده بود از بادغيس به خدمت ملك آمدند ] . پس ملك عنان توجه بفتح قلعهء تولك معطوف داشت ، « 4 » [ بسبب آنكه در وقتى كه شاهزاده يسور بخراسان آمده هرات را محاصره كرده بود فرمود تا از غلات هرات ده هزار خروار گندم بقلعهء تولك بردند ] ، كه « 5 » حصنى بود بس حصين ، و حصارى بغايت محكم و متين ، « 6 » بر قلهء كوهى كه بر شواهق قلعهء زحل فايق بود ، و « 7 » از حصار خيبر و سد سكندر در حصانت و استوارى سابق ، « 8 » [ و ملك فرخزاد تولكى به بيعت شاهزاده يسور درآمده بود ، و از جانب او بتربيتهاى موفور و رعايتهاى نامحصور مخصوص گشته و شاهزاده يسور او را وعده داده فرموده بود كه چون هرات مسخر گردد اكثر ولايات را تا حدود خرزوان و وسط غور به دو مسلم دارد . و فرخزاد بدين اسباب مغرور گشته بود و در طمع افتاده و از فحواى قضيهء : رب
--> ( 1 ) - عبارت : [ گفتند كه ما را محقق و معلوم شده . . . از بادغيس به خدمت ملك آمدند ] از زيادات مج و پا مىباشد . ( 2 ) - مج : رسانيدند . پا : رسيد . ( 3 ) - مج : ايمن . پا : گشاده . ( 4 ) - مج . پا : [ بسبب آنكه در وقتى كه شاهزاده يسور بخراسان . . . بقلعه تولك بردند ] . مك : اين عبارت را ندارد . ( 5 ) - مج . پا : كه حصنى بود بس حصين و حصارى . مك : كه حصارى . ( 6 ) - مك : و بر قله . مج . پا : بر قله . ( 7 ) - مك . پا : و از حصار . مج : و حصار . ( 8 ) - مج . پا : [ و ملك فرخزاد تولكى به بيعت شاهزاده . . . روى از ملك غياث الدين گردانيده بود ، پس ملك ] . مك : اين عبارت را ندارد .