معين الدين محمد زمچى اسفزارى
509
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )
باز در آن ولايات ازو فتنه و پريشانى عظيم متصور است ، « 1 » پادشاهزاده كپك بنابراين معنى چند شاهزاده را با چهل هزار « 2 » مرد جرار كه صداى كوس حرب را « 3 » صداى بزم طرب پنداشتى ، و اراقهء خون ابطال را جرعهء جام لعل كه برخاك ريزند تصور كردى بجنگ « 4 » شاهزاده يسور نامزد فرمود ، و بامير حسين كه سپهسالار خراسان بود ايلچى فرستاد كه لشكر ما از « 5 » آب جيحون بعزم رزم شاهزاده يسور عبور نمودند ، او نيز بايد كه ملوك و اكابر خراسانرا « 6 » با عساكر بفرستد تا بموافقت و معاضدت يكديگر بشاهزاده يسور جنگ كنند ، امير حسين چند كس را از امرا همراه ملك « 7 » غياث الدين با چهل هزار سوار نامدار « 8 » نامزد كرده ارسال نمود ، از انجانب شاهزادهها پيشتر از وصول لشكر خراسان به دو فرسنگى اردوى « 9 » شاهزاده يسور نزول كرده ، طايفهء پيش امراى او فرستاده بودند ، و ايشانرا بوعدهاى نيكو « 10 » و تربيتهاى ارجمند مستظهر گردانيد ، و ايشان بر آن مقرر كرده بودند « 11 » كه چون فريقين مقابل شوند با شاهزاده يسور تخلف كنند و يسور از اين احوال غافل « 12 » بود ، چون از وصول شاهزادها خبر يافت ، « 13 » لشكر خود را اموال بسيار داده روز ديگر در برابر « 14 » شاهزادها صف بركشيد ، چون
--> ( 1 ) - مج : پادشاهزاده . مك . پا : شاهزاده . ( 2 ) - مج . پا : چهل هزار مرد جرار . مك : چهل سوار جرار . ( 3 ) - مج . پا : حرب را بزم . مك : حرب را صداى بزم . ( 4 ) - مج . پا : شاهزاده . مك : اين كلمه را ندارد . ( 5 ) - مج . پا : از جيحون . مك : از آب جيحون . ( 6 ) - مك : خراسان را بفرستد . مج . پا : خراسان را با عساكر بفرستد . ( 7 ) - مج . پا : غياث الدين . مك : ندارد . ( 8 ) - مج . پا : نامزد كرده . مك : ندارد . ( 9 ) - مج . پا : اردوى شاهزاده يسور نزول . مك : اردوى او نزول . ( 10 ) - مج . پا : و تربيتهاى ارجمند . مك : اين جمله را ندارد . ( 11 ) - مك : بودند . مج : پا : اين كلمه را ندارد . ( 12 ) - مك : بود . مج . پا : اين كلمه را ندارد . ( 13 ) - مج . پا : لشكر خود را اموال بسيار داده . مك : اين عبارت را ندارد . ( 14 ) - مج . پا : شاهزادها . مك : ندارد .