معين الدين محمد زمچى اسفزارى

31

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )

بر سر نه تخت گرفته شهى * منبرش از خطبهء بيت الهى « 1 » غلغل تسبيح بگنبد درون « 2 » * رفته زنه گنبد و الا برون طاق بلندش بفلك گشته جفت * حامل او گشته فلك در نهفت [ قبهء او برشده بالاى چرخ * فرش نهش اطلس والاى چرخ ] « 3 » ابواب پنجگانه‌اش غيرت هفت طاق مينافام و چهار صفهء اطرافش نمودار هشت روضه دار السلام . كمند اوهام از رفعت طاق رواق مقصوره‌اش مقصور ، و ظل ظليل ايوان كيوان‌رفعتش مظلهء سقف مرفوع و بيت معمور ، از زمزمه ذكر معتكفان زواياى كعبه آسايش اركان عرش رحمان در اهتزاز ، و غلغله تسبيح و اذان مؤذنان پشت طاق گردون نطاقش گوش مسبحان ملاء اعلى پرآواز .

--> ( 1 ) - مك . س : اين بيت را ندارد و از زيادات مج مىباشد . ( 2 ) - س : غلغل تسبيح بگردون درون . ( 3 ) - بيت اخير : ( قبه او برشده بالاى . . . ) از زيادات نسخه مج است . و بعد از بيت : ( طاق بلندش . . ) و پيش از بيت ( قبه او برشده . . . ) در نسخه س عبارت : ( لامير خسرو ) نوشته است . اين قطعه در كتاب ( قران السعدين ) امير خسرو دهلوى چنين است : مسجد او جامع فيض اللّه * زمزمهء خطبه او تا به ماه بر سر نه تخت گرفته شهى * منبرش از خطبهء بيت الهى آمده در وى ز سپهر كبود * فيض بيك خواندن قران فرود غلغل تسبيح بگنبد درون * رفته زنه گنبد و الا برون گنبد او سلسله پيوند راز * سلسله چون كعبه شده خانه‌ساز خوانده امم كعبه دين خودش * پيش نشسته حجر الاسودش بندهء سنگش در و لعل و عقيق * زو همه آزادى بيت العتيق هركه سعادت بودش رهنما * بر در او سر نهد آنگاه پاى