معين الدين محمد زمچى اسفزارى

486

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )

شب‌رنگ برجيس برجيش « 1 » سعادت روز فيروز اثر تاختن آورد ، و از چين تاختن ، و از يمن تا عدن از ظلمت ظلم تاريك ساخت ، « 2 » بيت : زلف مشكين شب به شانه زدند * رقم كفر بر زمانه زدند شاهزاده يسور بسوز دل « 3 » و اندوه خاطر ترك رزم كرد از ميدان مصاف‌بار كايب و جنايب خاسر و خايب « 4 » به منزل خود مراجعت نمود ، و ملك اسلام فرمود تا رجال ابطال هرات و غور و دليران خراسان بر فراز باره و سطوح بروج و دروازه برآمده ، آنشب حراستى نمودند كه « 5 » از خروش طبل پاسبانان گوش كوتوال قلعهء هفتم كر گشت ، و از شواعل مشاعل و نواير آتش حارسان « 6 » ديدهء روشنان ايوان هشتم خيره ماند ، سپاه يسور با يكديگر ميگفتند « 7 » فتح اين قلعه بجنگ مقدور و ميسور كسى نيست ، چون استيلاى شب‌زنگى سلب بنهايت رسيد ، و خسرو رومى روز « 8 » تيغ هندى آفتاب از قراب بركشيد ، بار ديگر هردو سپاه با سر پرشر و سينهء پركينه در يكديگر افتاده ، داد مبارزت و مطاردت دادند ،

--> ( 1 ) - مج . مك : جيش سعادت روز . پا : جيش روز . ( 2 ) - مج : بيت . پا : ندارد . ( 3 ) - مج . پا : و اندوه خاطر . مك : اين جمله را ندارد . ( 4 ) - مج . پا : به منزل خود . مك : ندارد . ( 5 ) - مج . پا : كه از خروش . مك : كه خروش . ( 6 ) - مج . پا : حارسان ديده روشنان . مك : حارسان روشنان . ( 7 ) - مج . پا : يسور با يكديگر ميگفتند . مك : يسور ميگفتند . ( 8 ) - مج . پا : روز تيغ هندى . مك : روز هندى .