معين الدين محمد زمچى اسفزارى

483

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )

از مصلحت « 1 » دور نيست ، گفت : اگر كسى با ما حضرى پيش او خواهم فرستاد مغول خام طمع خواهد شد كه مگر من ازو خايفم ، يا داعيهء ايلى او دارم ، پس اسيرانرا طلب خواهد نمود ، و متعاقب طمعها خواهد كرد ، و يك مدعاى او كه حاصل نشود « 2 » بخواهد رنجيد ، من از اول كار اين ابواب را مسدود ميگردانم ، پس شاهزاده يسور با شاهزادگان گفت : كه ملك غياث الدين با من سر به صلح در نمىآرد ، اكنون بر ما فرض است كه اين خطه را با ولايت غور از دست او بيرون كنيم ، آنگاه ] « 3 » با شوكت و عظمت هرچه تمامتر « 4 » با لشگر آراسته سوار شده فرمود تا شادروان پادشاهى او را در پر امان « 5 » برافراشتند « 6 » ، و سپاه او « 7 » با تمامى امرا و شاهزادگان بر اطراف شهر و دروازها صف « 8 » بركشيدند ، ملك بر « 9 » بالاى بام حصار برآمده فرمود تا شادروان عظمت و سايبان ابهت او كه سلطان « 10 » ابو سعيد عنايت كرده بود در مقابلهء شادروان يسور برافراشته ، و رايات عاليه نصب كردند ، شرفات و بروج حصار را برماح نصرت رياح و درفشهاى خورشيد درخش آراسته گردانيدند ، و از نفير و ولولهء طرفين زلزله و غلغلهء محشر اكبر در عرصهء بساط اغبر افتاد « 11 » فردوسى [ طوسى ] : برآمد ز هردو سپه بانگ كوس * هوا نيلگون شد سپهر آبنوس

--> ( 1 ) - مج : دور نيست . پا : دور نمىنمايد . ( 2 ) - پا : نشود البته بخواهد . ( 3 ) - تا اينجا از زيادات نسختان مج و پا مىباشد . ( 4 ) - مج . پا : هرچه تمامتر با لشكر آراسته سوار شده . مك : هرچه تمامتر سوار شده . ( 5 ) - پر امان : از نواحى هرات است . ( 6 ) - مج : برافراشت . مك . پا : برافراشتند . ( 7 ) - مج : با تمامى شاهزادگان . پا : با تمامى شاهزادگان و امرا . مك : با تمام امرا و شاهزادگان . ( 8 ) - مج . پا : صف بركشيدند . مك : صف كشيدند . ( 9 ) - پا : بر بام حصار . مج . مك : بر بالاى بام حصار . ( 10 ) - مج . پا : سلطان ابو سعيد عنايت . مك : سلطان عنايت . ( 11 ) - مج : فردوسى طوسى . مك : فردوسى .