معين الدين محمد زمچى اسفزارى
479
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )
هرات را محاصره كنند و آبها را از انهار بگردانند ، و از غورى و هروى و سجزى هركرا يابند بكشند ، و اگر ملك غياث الدين زن و فرزندان امرا و خيلخانه بوجاى را بازدهد « 1 » و طريق ايلى مسلوك دارد به كسى تعرض نرسانند ، و غله نچرانند ، و با ملك عهد دوستى و يگانگى مستحكم گردانند ، و روز بروز هرحال كه باشد اعلام نمايند ، پس سلطان و بكتوت با ده هزار سوار روز جمعه خامس ربيع الاولى « 2 » سنهء مذكورهء از اطراف و جوانب هرات درآمدند ، ملك غياث الدين فرمود تا سپاه اسلامپناه او از پياده و سوار مستعد كار بوده روى بكارزار آرند ، دليران غورى و مبارزان هروى چون ريح عاصف و برق خاطف خود را بر سپاه كينهخواه بكتوت و مباركشاه زدند ، و بيك لحظه قرب پنجاه كس ازيشان دستگير كردند ، و مواشى كه از هرات گرفته بودند اكثر را بازگردانيدند ، و مراكب و اسلحهء بسيار از آنجماعت بدست آوردند ، روز ديگر بكتوت شيخ الاسلام خواجه احمد چشتى را پيش ملك فرستاده پيغام داد كه بيست سالست كه من در خراسانم از من زحمتى و نكبتى به كسى نرسيده و هميشه نيكخواه « 3 » و دوستدار ملك اسلام بودهام ، و هماكنون مرا از امتثال فرمان شاهزاده يسور چاره نيست « 4 » كه اگر ملك اسلام مصلحت داند جماعتى را كه سپاه او از بادغيس آوردهاند بيرون فرستد تا خاطر شاهزاده از غبار « 5 » آثار صافى گردد ، و من نيز بخوشدلى تمام بازگردم ، و از ملك اسلام رهين منت ما لا كلام باشم دو از كار نيست ، و اگر مضايقه خواهد نمود هرده روز لشكر به خرابى « 6 » هرات خواهد آمد ، و از هرجانب خلقى تلف خواهد شد ، چون شيخ الاسلام اين حكايت بملك رسانيد ، در جواب گفت : اين خيال فاسدست كه در دماغ بكتوت راه يافته ، اگر شاهزاده يسور لشكر هاى عالم را بمحاصرهء اين شهر آورد من يك تن از اسيران بادغيس بيرون نخواهم فرستاد و اميدوارم كه حضرت الهى ظلم و بيراهى او را بر بندگان خود نپسندد ، و بقهر غالب و بطش شديد خود دفع مواد فساد او كند ، و اگر غلهء اين ديار را تلف
--> ( 1 ) - پا : و فرزندان و خيلخانه بوجاى بازدهد . ( 2 ) - پا : ربيع الاول . ( 3 ) - پا : نيكخواه ملك . ( 4 ) - پا : چاره نيست ، اگر حضرت ملك اسلام . ( 5 ) - پا : از غبار آزار . مج : از غبار آثار . ( 6 ) - پا : لشگرى بويرانى هرات .