معين الدين محمد زمچى اسفزارى
462
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )
بدان ملحق مىشود خللها مىافتد ، چون مقربان درگاه بر مضمون محضر وقوف يافتند در حضرت پادشاه عرض كردند ، چون خاطر پادشاه بر ملك غياث الدين خوش شده بود فرمود كه هركس را كه ملك هرات مصلحت داند به قضا نصب كند ، ملك اسلام مولانا صدر الدين را مشار اليه و مدار عليه امور شرعيه شمرد ، يرليغ اولجايتو سلطان بنفاذ پيوست كه : منصب قضاى بلدهء هرات با تمامى ولايات چون : فوشنج ، و جزه ، و كوسويه ، و از آب ، و تولك ، و هراترود ، و فيروزكوه ، و غرجستان ، و جزروان ، و اسفزار ، و دره ، و قلعهگاه ، و فراه ، و غور ، و گرمسير ، تا حدود آب سند ، بمولانا صدر الدين مولانا فخر الدين « 1 » خيسارى مفوض فرموديم ، و منصب خطابت ، و امامت ، و شيخ الاسلامى ، و احتساب ، و اختيار مساجد ، و منابر ، و محراب ، و امور مدارس ، و خوانق ، و توليت موقوفات ، و مسيلات ، بيد اختيار او باز داديم . و سبب خوشنودى پادشاه بملك آن بود كه ] « 2 » : در سنهء مذكوره اولجايتو سلطان دار السلام بغداد را مقام انتصاب اعلام عظمت گردانيد ، خواجه رشيد الدين « 3 » و خواجه تاج الدين على شاه « 4 » به خدمت حضرت شيخ الاسلام ، مرشد الانام شيخ نور الدين عبد الرحمن اسفراينى رفتند « 5 » [ كه شيخ روزگار ، و هادى زمان بود ، چون ساعتى در ملازمت شيخ بودند ] ، شيخ فرمود كه چهار سالست كه « 6 » ملك اسلام ملك غياث الدين محمد كه
--> ( 1 ) - مج : صدر الدين مولا فخر الدين خيتار . پا : صدر الدين خيسارى . و سيفى درين فصل از تاريخ يك جا نام او را ( صدر الدين ) و در جاى ديگر ( فخر الدين ) نوشته است ؟ . تاريخ هرات - سيفى ص 609 - 607 . ( 2 ) - تا اينجا از زيادات مج و پا مىباشد . ( 3 ) - مج : خواجه رشيد . مك . پا : خواجه رشيد الدين . ( 4 ) - خواجه رشيد الدين فضل إله وزير دانشمند و نامدار دو تن از ايلخانان مغول : غازان خان ( 694 - 703 ) ، و سلطان خدابنده اولجايتو ( 716 - 703 ) . و خواجه تاج الدين عليشاه گيلانى وزير ديگر اولجايتو كه رقيب سرسخت خواجه رشيد الدين بوده و مدتى بامر آن پادشاه هردو تن باشتراك بامر وزارت و صدارت كشور پهناور ايلخانى قيام مىنموده و رتقوفتق امور ميكردهاند ، و سرانجام خواجه رشيد الدين بسعايت آن وزير جوان ناجوانمرد در تاريخ 718 ه . كشته شد . ( دستور الوزراء - حبيب السير . ميرخواند . ذيل جامع التواريخ و جغرافى حافظ ابرو ) . ( 5 ) - مج . پا : [ كه شيخ روزگار و هادى زمان بود ، چون ساعتى در ملازمت شيخ بودند ] . مك : اين عبارت را ندارد . ( 6 ) - مج . پا : كه ملك اسلام ملك غياث الدين . مك : كه ملك غياث الدين .