معين الدين محمد زمچى اسفزارى

23

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )

نصفت ، و كثرت عمارات ، و احداث بقاع خيرات ، و وفور زينت ، و علوّ رتبت ، و ازدحام خلايق ، و التيام مرافق ، وسعت مداخل ، و نزهت منازل ، و احداث انهار ، و اصناف اثمار ، و غرايب رياحين ، و رغايب بساتين ، و وفور ربوع ، و صنوف زروع ، بمرتبهء رسيده كه طيار انديشه را در مضمار تعريف ، و سمند فكرت را در ميدان توصيف آن مجال طيران و قدرت جولان محال مينمايد ، از غلبه مردم مرور « 1 » در اسواق و شوارع « 2 » آن متعسر ، و در بيشتر اوقات از ترصيص مناكب و تعريك « 3 » مراكب دخول و خروج از دروب او متعذر . از انواع ظرايف كه در اطراف اقاليم عالم حاصل مىشود آنچه خواهند ، و چندانكه خواهند بى تردّد در وى مهيّا ، « 4 » و از اصناف هنرمندان و اهل حرف و مستعدان كه در جميع مداين روى زمين يكى نتوان يافت در وى متعدد پيدا . لامير خسرو الدهلوى : تختگه تاجوران بلند * گشته ز اقبال شهان ارجمند دورش از آن‌گاه كه بر كار شد * دايره چرخ ز پرگار شد تا كه بنا يافت نگنجيد بيش * در همه عالم ز بزرگى خويش درج ببرجش درجات سپهر * گشته بگرد سر او ماه و مهر « 5 » سبحان اللّه زهى خطهء كه هرسال قريب به بيست هزار برده از تركستان

--> ( 1 ) - مك : مردم در اسواق . مج : مردم مرور در اسواق . ( 2 ) - مك : و شوارع آن متعسّر . مج : و شوارع او متعسّر ( 3 ) - رصّ رصّا و رصّص ترصيصا الشىء : الصق بعضه ببعض و ضمّه . و مناكب جمع منكب : مجتمع راس الكتف و العضد به فارسى ( دوش . شانه ) . و عرّك تعريكا بمعنى اعترك اعتراكا الابل فى الورد : ازدحمت و الرجال فى المعركه : ازدحموا : ( 4 ) - س : در وى پيدا و مهيّا . مج . مك : در وى متعدد و پيدا . ( 5 ) - بعضى مصارع اين قطعه در مك مقدم و مأخر نوشته است :