معين الدين محمد زمچى اسفزارى

420

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )

پس در سنهء خمس و سبعين و ستمايه ، ملك « 1 » شمس الدين يراق « 2 » عراق كرده ، متوجه درگاه ابقا خان شد ، چون باصفهان رسيد ، خواجه شمس الدين محمد صاحب ديوان « 3 » ملك را « 4 » استقبال و تعظيم بسيار نمود ، و « 5 » پس از چند روز مصاحب يكديگر پيش پادشاه ابقا خان رفتند ، چون خاطر پادشاه بسبب افساد دشمنان ، و سعايت بدخواهان از ملك رنجيده بود به دو التفاتى ننمود ، و بامراء فرمود كه ديگر او را اجازة انصراف نخواهم فرمود كه مرا بر وى اعتماد نيست ، « 6 » [ اگر اين نوبت خلاصى يابد پيش ما نخواهد آمد ، پس ملك چند وقت در اردوى پادشاه ابقا بماند و پسر او را ملك

--> ( 1 ) - مج : ملك شمس الدين يراق . مك : ملك يراق . ( 2 ) - يراق : اسلحه سپاه از شمشير ، سپر ، نيزه و غيره : مطلق سامان و اسباب و مصالح هرچيز . غياث اللغات . ( 3 ) - ملك شمس الدين مورد سوءظن ابقا خان واقع شد و تصميم گرفت با نيرنگ و خدعهء او را از حصن حصين و معقل منيع خود هرات بيرون كشانيده و به هلاكت رساند ، لذا باشارهء ايلخان خواجه شمس الدين محمد صاحب ديوان پسر خود خواجه بهاء الدين را وادار نموده كه ملك شمس الدين را بوسيلهء ارسال مكاتيب دوستانه فريب داده و براى ملاقات خود باصفهان دعوت نمايد ، ميانهء او و ملك شمس الدين درين خصوص چندين نامه مبادله شده و متن آنها عينا در ذيل جامع التواريخ حافظ ابرو و « فرائد غياثى » از جلال الدين يوسف اهل ابن شهاب الدين جامى - از منشيان دربار شاهرخى - مندرج مىباشد درين مكاتيب صاحب ديوان كليهء القاب رسمى پادشاهان كرت را رعايت نموده و ملك شمس الدين را « خداوند اعظم شاهنشاه عادل مرزبان خراسان » و « ملك الملوك شهريار ايران و سپهدار و مرزبان خراسان » نوشته است . اين نامه‌ها علاوه بر آنكه نمونهء عالى است از فن نامه‌نگارى سياسى مشتمل بر نكاتى است كه پرده از روى بسيارى از اسرار سياسى آنعهد برداشته و نقاط تاريكى را از تاريخ آندوره روشن ميسازد . ( ذيل جامع التواريخ - تاريخ آل كرت - از حافظ ابرو - ورق 201 - 202 . « فرائد غياثى » از يوسف اهل ورق 244 ) . ( 4 ) - مج : ملك را استقبال و تعظيم بسيار نمود . مك : ملك را تعظيم بسيار كرد . ( 5 ) - مج : و پس از چند روز مصاحب . مك : و مصاحب . ( 6 ) - عبارت : [ اگر اين نوبت خلاصى يابد پيش ما نخواهد آمد پس ملك . . . چنانت كشد نوش‌دارو كه زهر ] از زيادات مج مىباشد .