معين الدين محمد زمچى اسفزارى

404

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )

خورشيد با ترفع و گردون با علو * با جاه او محقر و باقدر او دنى و كيفيت حال او را بدين منوال شرح داده ، كه چون اختيار ملك سلطان غياث الدين من كل الوجوه در حيطهء اقتدار ملك عز الدين عمر مرغنى بوده هريك از فرزندان و اقرباى خود را حكومت و ايالت و ناحيتى داد ، و قلعهء « خيسار » را - كه شمهء از آثار آن سبقت ذكر يافت - برادر خود تاج الدين عثمان مرغنى تفويض فرمود ، چون ملك تاج الدين عثمان فوت شد ملك ركن الدين كه پسر او بود قايم‌مقام پدر گشت ، و بعد از آن ملك شمس الدين محمد مقام عالى و مرتبهء رفيع يافت ، و خلاصهء اوقات ، به تحصيل ملكات ملكانه ، و اقتفاء مآثر بزرگانه مصروف داشت ، تا مدركات جبلى را با فضايل و معلومات كسبى منضم ساخت ، و در شيوهء فراست ، و فروسيت و طريق شجاعت و رجوليت از اكفاء ممتاز ، و از اقران سرفراز گشت . و چون شهور سنهء ثلث و اربعين و ستمايه درآمد ، ملك ركن الدين برحمت حق پيوست و ملك شمس الدين بعد از شرايط عزا قايم‌مقام پدر گشت و مراسم تعزيت بلوازم تهنية مبدل شد ، و حوالى و نواحى غور ، و حدود و ثغور را كه در حكم او بود مضبوط و محفوظ گردانيده ] ، « 1 » و در سنهء اربع و اربعين و ستمايه همراه سالى نوين بجانب هندوستان رفت ، چون بملتان رسيدند سيزده روز شهر را محاصره كردند ، و والى ملتان غلامى « 2 » بود چنگيز خان نام ، روز چهاردهم شيخ الاسلام الاعظم شيخ بهاء الدين زكريا « 3 » بالتماس چنگيز خان جهت طلب صلح بدروازهء آهنگران آمد ، و ملك شمس الدين « 4 » را پيش خود خواند ، ملك با ده سوار پيش شيخ رفت چون بديدار « 5 » مبارك شيخ فايز گشت

--> ( 1 ) - تا اينجا از زيادات مج و پا مىباشد . ( 2 ) - مك : غلامى بود چنگيز خان . مج : غلامى چنگيز خان . ( 3 ) - شيخ بهاء الدين زكريا ملتانى از بزرگان مشايخ صوفيه است ، مريد شيخ شهاب الدين سهروردى و مراد شيخ فخر الدين عراقى بوده وفاتش در سال 661 ه . اتفاق شده است از كتاب « اخبار الاخيار » خواجه عبد الحق دهلوى . ( 4 ) - مك : شمس الدين را پيش . مج : شمس الدين پيش . ( 5 ) - مج : بديدار مبارك شيخ . مك : بديدار شيخ .