معين الدين محمد زمچى اسفزارى

399

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )

بعد از آن ابو الفوارس جلال الدين محمود بن سام زيادتى جراتى نداشت ، و غلامان پدر و عم او هريك بر ولايتى و ناحيتى مستولى شدند ، قطب الدين ايبك بهند استيلا يافت ، و دهلى را دار الملك ساخت پس از وفاتش غلام او ايلتمش بجاى « 1 » او پادشاه شد ، و سلطان لقب يافت ، و مدتى سلاطين دهلى از اولاد و اعقاب او بودند ، تا سلطان جلال الدين خلج خاندان ايشان را برانداخت ، و تاج الدين ايلدگز بر زاولستان مستولى شد ، و غزنين « 2 » و قنوج و ملتان « 3 » و لهاور و آن نواحى را در تصرف آورد ، و سلطان محمود را هرات ماند ، پس اعيان دولت بخوارزمشاه توسل نمودند ، و مملكت به تصرف او بازداد ، اما خوارزمشاه بر سلطان محمود بقرار سابق مقرر داشت ، و علامه كرمانى را به دو « 4 » فرستاد ، و علامهء « 5 » كرمانى اين دو بيت « 6 » را در مدح سلطان محمود « 7 » بگفت : « 8 » شعر : شاهى كه هست بر همه شاهان شرق زين * كشورگشاى گيتى و سلطان عالمين سلطان مغربين و شهنشاه مشرقين * محمود بن محمد و بن سام بن حسين « 9 »

--> ( 1 ) - در اصل : ( بجاى پادشاه شد ) قياسا اصلاح شد . ( 2 ) - قنوج ، ملتان ، لهاور : از شهرهاى استان مكران ميباشند . احسن التقاسيم - مقدسى ص 480 . ( 3 ) - مج : و لهاور . مك : اين كلمه را ندارد . ( 4 ) - مك : كرمانى را به دو فرستاد . مج : كرمانى را فرستاد . ( 5 ) - مج : علامهء كرمانى اين . مك : علامه اين . ( 6 ) - مك : دو بيت را در مدح . مج : دو بيت در مدح . ( 7 ) - مك : بگفت . مج : گفت . ( 8 ) - مج : شعر . مك : ندارد . ( 9 ) - علامه كرمانى على الاطلاق مراد شمس الدين محمد بن يوسف بن على الكرمانى البغدادى الشافعى است صاحب شرح مواقف عضد الدين ايجى و شرح صحيح بخارى و شرح مختصر ابن الحاجب ، اما در اينجا نميتواند او مراد باشد زيرا وفات او در سال 786 ه . اتفاق