معين الدين محمد زمچى اسفزارى

382

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )

و پس از اندفاع فتنه لغريان شمرخ بن شمر الضبى در سنهء اربع و ستين و مايه بهرات آمد ، پس جنان بن « 1 » نعمان ، پس هارون بن حميد الايادى ، پس قطن بن محارب الذهلى ، پس يزيد بن جرير ، پس اسمعيل بن غزوان ، و در زمان ايالت او در سنه ثمان و سبعين و مايه فزع عظيم كه ذكر او در حوادث خواهد آمد روى نمود ، و او اول عاملى « 2 » از عمال فضل برمكى بود ، پس شمرخ دوم بار عامل شد « 3 » [ و نه ماه بود ، پس سيف بن كثير القرشى ، بعد از آن شمرخ سوم بار عامل شد ] ، و در سنهء احدى و تسعين و مايه كار رافع بن الليث قوى شد ، و هرون الرشيد به جهت اصلاح آن بخراسان آمد و در طوس وفات يافت در سنهء ثلث و تسعين و مايه و همانجاش دفن كردند ، پس محمد بن سداد در سنهء مائتين شش ماه عمل راند ، بعد از آن هرون بن حسين از فوشنج سى و هفت ماه عامل بود ، و در عهد او واقعهء گاذرگاه كه ذكر آن در محل حوادث خواهد آمد واقع شد ، « 4 » [ پس او ابراهيم بن محمد را خليفه كرد ، ] پس از آن يعقوب بن عبد إله « 5 » صاحب الحافظ عامل شد ، بعده الياس بن اسد السامانى * ، پس عزيز بن نوح ، پس عبد إله بن محمد المعيدى ، و در زمان ايالت او قحطى عظيم افتاد ، پس ابراهيم ابن الحصين . و در سنهء اثنى و عشرين و مائتين بر آسمان از جانب مشرق ستارهء بزرگ « 6 » با دم دراز - كه او را : « ذوذنب » خوانند - پيدا شد ، كه هرگز چنان نديده بودند . « 7 » و در سنهء ثلثين و مائتين عبد إله طاهر فوت شد ، و درين وقت والى هرات جبرئيل بن عبد إله بود ، بعد از آن « 8 » عباس بن عبد إله بهرات آمد ، پس از آن حسين

--> ( 1 ) - مك : جنان نعمان . مج : جنان بن نعمان . ( 2 ) - مج : عاملى از . مك : عامل از . ( 3 ) - عبارت : [ و نه ماه بود ، . . . سوم بار عامل شد ] از زيادات مج است . ( 4 ) - عبارت : [ پس او ابراهيم بن محمد را خليفه كرد ] از زيادات مج است . ( 5 ) - مج : صاحب ، مك : حاجب . ( 6 ) - عبارت : [ با دم دراز كه او را « ذوذنب » خوانند ] از زيادات مج است . ( 7 ) - مج : و در سنهء . مك : در سنهء . ( 8 ) - مك : بعد از آن عباس بن عبد إله مج : بعد از آن عبد إله . * پسر بزرگ سامان خداه اسد نام داشت ، و او چهار پسر داشت : ابو محمد نوح ، ابو نصر احمد ، ابو العباس يحيى ، و ابو الفضل الياس . مامون حكومت سمرقند را بنوح ، فرغانه را باحمد ، چاچ را به يحيى ، و هرات را بالياس داد .