معين الدين محمد زمچى اسفزارى

375

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )

و بغايت تنگدل مىبود ، « 1 » [ هرچند سپاه او ميگفتند اين ملك بس نيكوئى دربارهء ما كرد كه جان تو و از آن ما را ببخشيد ، و چندين رعايت ما نمود ، و او خاموش ميبود تا بملك خود بنشست و ] چند سال بگذشت هيچگونه آن عار را تحمل نتوانستى كرد ، و بساختن اسباب حرب « 2 » خوشنواز مشغول شد « 3 » و يكسال بتهيهء آن اشتغال داشت . هرچند دانايان « 4 » و سرهنگان و اعيان درگاه او را گفتند « 5 » [ شكستن عهد و ميثاق لايق دولت پادشاهان نيست ] خداى تعالى نقض عهد نمىپسندد و نتيجهء نيك نمىدهد و سپاه ترا نيز يارى نخواهد داد ، « 6 » و از تو نفرت خواهند ورزيد ، فيروز گفت من حيله كنم كه سوگند من دروغ نشود ، پس « 7 » سپاه جمع كرده با صد هزار مرد و پانصد فيل « 8 » برفت تا بدان موضع كه مناره بود « 9 » [ و آن را از سنگ ساخته بودند و روى گداخته بر وى ريخته تا يكپارچه شده ، فيروز گفت سوگند خورده‌ام كه از مناره بدان طرف نروم و اين مناره را ويران نشايد كرد ، پس بفرمود تا ] آن مناره را درست « 10 » به زمين افكندند ، و گردونها ترتيب كرده مناره را بر آن نهادند و بر فيلان بستند ، و پنجاه فيل و سيصد مرد جهت اين كار تعيين يافت تا آن را از پيش سپاه ميكشيدند ،

--> ( 1 ) - عبارت : [ هرچند سپاه او ميگفتند اين ملك . . . تا بملك خود بنشست و ] از زيادات مج مىباشد . ( 2 ) - مج : حرب خشنواز مشغول . مك : حرب مشغول . ( 3 ) - مج : و يكسال بتهيهء آن اشتغال داشت . مك : اين عبارت را ندارد . ( 4 ) - مج : دانايان و سرهنگان و اعيان . مك : دانايان و اعيان . ( 5 ) - عبارت : [ شكستن عهد و ميثاق لايق دولت پادشاهان نيست و ] از زيادات مج مىباشد . ( 6 ) - مج : و از تو نفرت خواهند ورزيد . مك : اين عبارت را ندارد . ( 7 ) - مج : پس سپاه جمع كرده با صد . مك : پس با صد . ( 8 ) - مج : فيل برفت تا بدان . مك : فيل تا بدان . ( 9 ) - عبارت : [ و آن را از سنگ ساخته بودند و روى . . . ويران نشايد كرد ، پس بفرمود تا ] از زيادات مج مىباشد . ( 10 ) - مك : مناره را درست به زمين . مج : مناره را به زمين .