معين الدين محمد زمچى اسفزارى
352
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )
متوجه شدند تا در « 1 » ( پنجشنبه دوم ربيع الثانى ) به حكم : وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً ، مشار اليه كه قدوهء طلايع و عمدهء حروب و وقايع است ، مسابقت نموده پيشتر از وصول رايت فرزند ارجمند مذكور بدان جماعت « 2 » ياغى باغى ملاقى شده « 3 » و نيران جدال و قتال را التهاب و اشتغال داده آن زمرهء بدكيش چون با او معدود چند بيش نديدهاند غافل از آنكه ، ع : ز ما يك سوار از هزاره هزار برگرد او محيط گشته نقطه كردارش در ميان گرفتهاند ، و از هرجانب كه حمله ميكرد از كشته پشته ميساخت ، و هرطرف كه مىتاخت از دشمنان لشكرى مىانداخت ، آب تيغ آتش بارش هربادپيما را كه به گردن رسيدى بر خاك هلاك مىافتاد ، و آتش حملهء دوزخ شرارش هرمخالف را كه دريافتى رخت بزاويهء هاويه ميفرستاد ، « 4 » مثنوى : بهرجا كه شمشير در كار كرد * يكى را دو كرد و دو را چار كرد مقارن اين حال فرزند ارجمند مشار اليه بالشكرى از رجال ابطال در رسيد و تلاطم امواج جنگ و وغا ، « 5 » [ و تراكم افواج فتنه و غوغاء ] را بنوعى استعداد داده كه از غلغله و نفير كوس اسلاميان ، و ولولهء شهيق و زفير آن حراميان طنين و دوار در طاس فلك دوار افتاده ، مرغان تيز پر تير پران كه از تشنگى خون اعادى دهان بازمانده بودند جز از عيون ابصار مخالفان آب نميخوردند ، و زاغان كمان كه در گوشها منتهز چنين فرصتى بودند غير از اجسام مردار ايشان طعمهء بآشيان نمىبردند ، هرلحظه پيكان سهام خونآشام اخبار : ان الموت الذى تفرون منه فانه ملاقيكم ، بدل ايشان مىرساند ، و هرلحظه خطيب « 6 » ( تيز زبان حسام شديد الانتقام خطبهء ) بليغ : يدرككم الموت و لو
--> ( 1 ) - مج : تا در فلان روز ( ؟ ) به حكم . مك : تا در پنجشنبه دوم ربيع الثانى به حكم . ( 2 ) - مج : جماعت باغى . مك : جماعت ياغى باغى . ( 3 ) - مج : شد : مك . مد : شده . ( 4 ) - مج : مثنوى . مك . مد : ندارد . س : نظم . ( 5 ) - عبارت : [ و تراكم افواج فتنه و غوغاء ] از زيادات مج است . ( 6 ) - : ( تيز زبان حسام شديد الانتقام خطبهء ) از زيادات مك مىباشد .