معين الدين محمد زمچى اسفزارى

342

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )

و در آن « 1 » ديار شهر « بست » « 2 » بس بعظمت « 3 » بوده ، و در آن ناحيت جنبدى « 4 » است دو قبر « 5 » در آنجا كه آنجا ايشانرا شاهزادهاى « جنبد سرباز » ميگويند ، باعتبار آنكه چنان مشهور است كه بسيارى از ملوك و سلاطين سقف آن جنبد را پوشيده‌اند چون شب در آمده « 6 » سقف « 7 » را شكافته يافته‌اند چنان كه يكمن خاك و گل « 8 » و خشت در درون جنبد نيفتاده بوده « 9 » ، و يكنوبت شخصى كه جنبد را پوشيده « 10 » بوده و شكافته شده در خواب « 11 » ديده كه شاهزاده‌ها به او گفته‌اند « 12 » كه مادر عالم نمىگنجيم تو ميخواهى « 13 » كه ما را

--> ( 1 ) - مج : آن شهر . مك : آن ديار شهر . ( 2 ) - مج : بست بس بعظمت . مك : بست بعظمت . ( 3 ) - مك : بعظمت بوده و در آن . مج : بعظمت و در آن . ( 4 ) - مج : جنبد است . مك . مد : جنبدى است . ( 5 ) - مج : دو قبر در آنجا كه ايشانرا . مك : دو قبر آنجا كه آنجا ايشانرا . ( 6 ) - مج : در آمد . مك . مد : درآمده . ( 7 ) - مج : سقف را شكافته . مك : سقف شكافته . ( 8 ) - مج : و گل در درون . مك : و گل و خشت در درون . ( 9 ) - مج : بود و يكنوبت . مك : بوده يكنوبت . ( 10 ) - مج : پوشيده بوده و شكافته . مك : پوشيده و شكافته . ( 11 ) - مج : در خواب ديده كه شاهزاده‌ها . مك : در خواب شاهزاده‌ها . ( 12 ) - مج : گفته‌اند كه ما . مك . مد : گفته‌اند ما . ( 13 ) - مج : ميخواهى كه ما را درين جنبد . مك : ميخواهى ما را در جنبد .