معين الدين محمد زمچى اسفزارى
305
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )
مضافات بسطام ، ميگويند سلطان العارفين روى بجانب خرقان ميكرده و استنشاق ميفرموده و ميگفته كه ازين مقام بوى مردم ميايد . « 1 » و نام شيخ ابو الحسن على بن جعفر است . و « 2 » [ شيخ ابو العباس قصاب آملى كه از اكابر اولياء بوده گفته بود كه : « اين بازارك ما با خرقانى افتد » . و در كتاب نفحات الانس آمده كه شيخ ابو الحسن ] غوث « 3 » و يگانهء روزگار و قبلهء وقت خود بوده ، از وى پرسيدند كه : « 4 » [ صوفى كيست ؟ گفت كه : صوفى بمرقع و سجاده نبود و صوفى آن بود كه نبود . و نيز از وى پرسيدند كه : ] اخلاص چيست ؟ گفت : هرچه از براى حق كنى اخلاص است ، و هرچه از براى خلق كنى « 5 » رياست ، و « 6 » هم شيخ ابو الحسن فرموده كه : « امروز چهل سالست تا در يك وقتم و حق بدلم مىنگرد و بجز حق و را نمىبيند . و هم وى فرموده « 7 » كه چهل سالست تا نفسم يك شربت آب سرد مىطلبد يا شربت دوغ ترش « 8 » ميخواهد و بوى ندادهام .
--> ( 1 ) - طيفور بن عيسى بن آدم بن سروشان بسطامى از قدماء مشايخ صوفيه و از اقران و نظراء : احمد خضرويه ، يحيى بن معاذ رازى است و با شقيق بلخى معاصر بوده ، پدران او بر دين زرتشتى وفادار بوده و پدر بزرگ او اسلام اختيار كرد . وفات او در سال 261 ه يا 264 ه اتفاق شده است . ( كشف المحجوب على بن عثمان الجلابى الغزنوى ص 132 - 134 چاپ لنينگراد . نفحات الانس - جامى ص 59 - ص 60 ) . ( 2 ) - شيخ ابو العباس القصاب احمد بن عبد الكريم . ترجمهء احوال او در نفحات مسطور است . ص 265 - 268 . جامى گويد : « و وى گفته بود اين بازارك ما به آخر با خرقانى افتد پس از وى بخرقانى افتاد . » نفحات ص 266 . ( 3 ) - مج : غوث و يگانهء روزگار . مك : غوث روزگار . ( 4 ) - عبارت : [ صوفى كيست ؟ گفت : كه صوفى بمرقع و سجاده نبود و صوفى آن بود كه نبود . و نيز از وى پرسيدند كه : ] از زيادات مج مىباشد . ( 5 ) - مج : كنى رياست . مك : كنى ريا . ( 6 ) - مج : و شيخ ابو الحسن . مك : و هم شيخ ابو الحسن . ( 7 ) - مج : فرموده كه چهل . مك : فرموده چهل . ( 8 ) - مج : ترش ميخواهد و بوى . مك : ترش و بوى .