معين الدين محمد زمچى اسفزارى

302

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )

ولايت است كه از اطراف عالم تجار اقمشه و امتعه نفيسه جهت ابريشم بدانجا مى آورند و از آنجا بهراة نقل ميكنند ، و نارنج و ليمو و ترنج كه زيب بازارهاست از آن ولايت مىآيد ، و درين ايام فترت عجب در آن ديار حادث شد و آنچنان بود كه « ميرمغول » كه از خاك برداشتهء دست تربيت حضرت اعلى خلافت‌پناهى بود و ايالت آن ولايت بموجب حكم سلطانى برأى و رويت آن تعلق داشت كفران نعمت نموده از سادات آنجا سيد كمال الدين اجل كه يك عمدهء آنجا بود ، و مولانا شمس الدين را كه صاحب ديوان حضرت مملكت پناهى مقرب الحضرة السلطانى بود بقتل آورد ، و انواع بىرسميها كرده بجانب عراق گريخت ، و چون حل و عقد طبرستان بحيطهء تملك حضرة سلطنت پناه معين الدين سلطان بديع الزمان بهادر تعلق گرفت اتباع و اعقاب سيد كمال الدين آنكه خواجه فخر الدين بتكچى و خواجه شمس الدين محمد بتكچى كه ابا عن جدّ سدّ اسدور كن اشد آن ولايت بودند در قتل سيد مشاراليه مدخل بوده ، سعايت نمودند تا مشاراليهما بسعادة شهادة رسيدند و ازين قضايا اختلال بسيار بدان مملكت راه يافت « 1 » و « پيرمغول » نيز باندك فرصتى به حكم آنكه : مثنوى : با ولى نعمتان دگر كردن * بشكند شير شرزه را گردن در عراق كشته شد ، و برهان مقولهء : من قتل قتل بظهور پيوست . و در آن ولايت نيز چشمه‌ايست كه در تموز يخ مىبندد ، و در زمستان آب او گرم است ، و آلات چوبينه بتكلف از بيخ نى و چوب شمشاد از آنجا بسيار حاصل مىشود ] . « 2 »

--> ( 1 ) - قبلا اين نام « ميرمغول » نوشته است . ( 2 ) - تا اينجا از زيادات مج مىباشد و در مك و مد ندارد .