معين الدين محمد زمچى اسفزارى

275

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )

كاسه چوبين داشت در زير سر نهاده و گفت - إله - و جان بداد « 1 » عطار را وقت متغير شد و به حكم مقوله « 2 » . لاوحدى : « 3 » بستم دكان مشغله را در به روى غير * تا عشق او درآيد و بيع و شرى كند دكان و دستگاه را برهم زد و بسلوك راه فقر درآمد . « 4 » [ و مولانا رومى در وقت رفتن از بلخ در نشابور بصحبت شيخ رسيده در كبر سن و شيخ كتاب « اسرارنامه » بوى داده و مولانا دائما آن را در آستين داشته و در ايراد معارف و حقايق اقتدا بوى كرده چنان كه فرموده است : بيت : گرد عطار گشت مولانا * شربت از دست شمس بودش نوش

--> ( 1 ) - مج : سر نهاده و گفت . إله - و جان . مك : سر نهاده گفت - إله - و جان . مد : سر نهاده و جان بداد . ( 2 ) - مك . مد : مقولهء اوحدى . مج : مقوله لاوحدى . ( 3 ) - اوحدى . ظاهرا مراد اوحدى مراغى است كه او مريد شيخ اوحدى الدين حامد كرمانى بوده و به همين جهت ( اوحدى ) تخلص كرده است . و كتاب مثنوى « جام‌جم » بر وزن و اسلوب حديقه حكيم سنائى و « ده‌نامه » از اوست . وفات او در سال 697 در تبريز اتفاق شده و قبر او در مراغه مزار است . ( نفحات الانس ص 546 . تذكره دولتشاه سمرقندى ص 215 و 210 ليدن ) ( 4 ) - عبارت : [ و مولانا رومى . . . در سخنان هيچ‌يك از اين طايفه نيست ] از زيادات نسخه مج مىباشد و در مك و مد ندارد .