معين الدين محمد زمچى اسفزارى

270

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )

بيت « 1 » : بر ظلمت آشيان فنا دل چه مينهى * كز نور محض و عين بقا آفريده در ظلمت نفوس و طبايع مكن قرار * آب حيات خور كه به چشمه رسيده و از قفس تن و مجلس بدن پروازكنان بجانب آشيان قدس و سرابستان « 2 » ابد خراميد إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ . عامه اهل اسلام را از استماع اين واقعه ماتم خاندان خواجه ثقلين و مصيبت جانسوز امير المؤمنين حسين تازه گشت . درخت تحمل و مصابرت همكنان را سيلابى كه از سيل آب چشمها روان بود در ربود و اطفال آمال يتيم و آبا و امهات دهر از تولد مثل او عقيم ماندند . ع : واى نعيم لا يكدره الدهر . للشيخ نظامى رح « 3 » : بشتاب كه راحت از جهان رفت * آهسته مران كه كاروان رفت راهى عدم كه هركه هستند « 4 » * از آفت قطع آن فرستند

--> ( 1 ) - مج : بيت . مد : ندارد . ( 2 ) - سرابستان : و سرابوستان - باغى كه در آن خانه باشد . ظهورى گويد : گل اميد تا بكى چينم * از سرابوستان فرض و محال فرهنگ آنندراج . ( 3 ) - عبارت : ( ع : و اى نعيم لا يكدره الدهر . للشيخ نظامى رح ) از زيادات نسخه مج مىباشد و در مد ندارد . ( 4 ) - مج : راهى عدم كه هركه . مد : راهيست عدم كه هركه .