معين الدين محمد زمچى اسفزارى

267

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )

« 1 » [ در وقتى كه ذكر احوال نشابور بدانجا انجاميد به حكم اينكه : قلم اينجا رسيد و سر بشكست « 2 » حادثه كه از جميع ماسبق وجيع‌تر و از تمامى « 3 » قضاياى گذشته آن خطه فجيع‌تر بود روى نمود « 4 » و آن واقعه كبرى و مصيبت عظمى عاليجناب معالى مآب نقابت پناه « 5 » مرجع اولاد سيد المرسلين كهف و ملاذ طوايف المسلمين قدوة

--> ( 1 ) - عبارت : [ در وقتى كه ذكر احوال نشابور بدانجا انجاميد . . . . . . خاتمه جميع نوائب و رزيات گرداناد به حق محمد و إله الامجاد ] از زيادات نسخه مج و مد مىباشد و اين فصل بتمامه از نسخه مك محذوف است و فقط عبارت : واقعه بر مقتضاى مقوله تا آخر مصراع مسطور است . ( 2 ) - قلم اينجا رسيد و سر بشكست : اين عبارت از امثال سائره پارسى است . اما استعمال آن در آثار متقدمين ديده نشده است . گويا قديمترين متون فارسى كه اين مثل را به كار برده همين كتاب حاضر است . ذكر اين ( مثل ) از اغلب فرهنگها فوت شده است ولى در كتاب « جامع التمثيل » جمع و تاليف محمد على حبارودى از ادباء سده يازدهم . كه آن را در سال 1050 ه در شهر ( حيدرآباد ) دكن از بلاد هندوستان به اشاره سلطان عبد إله قطب شاه دكنى پادشاه خطه دكن با كمك جمعى ديگر از ادبا و فضلاء دربار قطب شاه در ( امثال فارسى ) تاليف كرده . اين مثل را در فصل حرف قاف در رديف امثال فارسى كه با حرف قاف شروع مىشود ذكر كرده است ( جامع التمثيل - حبارودى - نسخه خطى كتابخانه ملى ملك ) ( 3 ) - مج : ماسبق وجيع‌تر و آن تمامى . مد : ماسبق وجيع‌تر و از تمامى . ( 4 ) - مج : روى نمود . مد : روى بر وى نمود . ( 5 ) - مج : معالىمآب نقابت‌پناه . مد : معالىقباب نقابت‌مآب