معين الدين محمد زمچى اسفزارى

244

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )

و خمسمايه ويران شده « 1 » بر دست غز كه جماعت تركان بودند . و مسجد جامعى داشت عجيب و غريب . و حوض مسين در وى نهاده كه « 2 » چهار صد مرد گرد آن در آمدى و وضو ساختى . و چراغ برنجين بر قبه او آويخته بود كه چهار صد نوله « 3 » داشت و « 4 » در هر نوله يك من روغن رفتى غزان آن « 5 » را بشكستند و بر اشتران بسته ببردند . « 6 » و گويند « 7 » سبب خرابى اين شهر آن بود كه دو « 8 » فراش با يكديگر نزاع كردند به جهت يك خربزه « 9 » و هريك التجا بامير خويش بردند « 10 » هردو امير را خصومت

--> ( 1 ) - مج : شده بر دست غز كه جماعت تركان بودند . مك : شد بر دست غز . س : شد بر دست غز كه جماعتى بودند تركان . ( 2 ) - مك : حوض مسين در وى نهاده كه چهار صد . مج : حوض مسين در وى نهاده چهار صد . س : حوض مس در وى نهاده . ( 3 ) - نوله : نول وزن غول : منقار مرغان و گرداگرد دهان و لوله و نايژه صراحى و مشربه را گويند و گردن صراحى را نيز گفته‌اند . فرهنگ برهان قاطع . و نول . بالفتح : نورد جولاهه و غيره و نوك منقار مرغان و هرچيز سر تيز مانند سر خنجر و كارد و قلم و مژكان و تبر و نيزه و غيره . فرهنگ آنندراج . بهرحال مقصود از ( نوله ) گردن و دهانه‌هاى روغن دانهاى چراغ مذكور است . ( 4 ) - مج : داشت و در هر . مك : داشت در هر . ( 5 ) - مج : غزان را . مك : غزان آن را . ( 6 ) - س : بسته ببرد . ( 7 ) - مج : گويند سبب . مك . س : و سبب . ( 8 ) - مج : كه دو فراش . مك . س . مد : كه فراش . ( 9 ) - س : به جهت خربزه و هريك . مج . مك . مد : به جهت يك خربزه و هريك . ( 10 ) - مج : بر هردو امير . س . مك . مد : بردند هردو امير .