معين الدين محمد زمچى اسفزارى

217

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )

و رابعا : بامراى دولت چون آل برمك كه شمه از ذكر ايشان گذشت . و ملك بعبد ملك ( كذا ؟ ) زوزن « 1 » و امير ارسلان . و خامسا : بوزراء عالى تبار سنجان و ماثرناباد « 2 » كه ذكر بعضى مسطور گشت و تفصيل آن در كتب تواريخ مثبت است و در نسب‌نامه مذكور سمت تحرير يافته . و اين نسب‌نامه بتوقيع رفيع جميع پادشاهزادها و اسامى سامى امرا و صدور و وزراء « 3 » و سادات و نقبا و قضاة اسلام و مشايخ كرام و علماى اعلام و اماجد و اماثل و اصول و اعيان ممالك خراسان مزيّن و موشّح است . و اگر بتفصيل آن قيام نمايد با طناب ميكشد ] « 4 » . ديگر : مولانا نظام الدين احمد خوافى در سمرقند « 5 » سرآمد علماى زمان خود بوده « 6 » [ و تعصب و غلبه در باب علوم بمرتبه داشته كه ] با الغ بيك ميرزا در مسائل « 7 »

--> ( 1 ) - كذا ؟ ظاهرا كلمهء « ملك » اول زياد است و ملوك زوزن در تاريخ خراسان مشهوراند مانند : ملك عماد زوزنى . و ملك رضى الدين زوزنى ( - خواجه زوزن ) . بتاريخ سلاجقهء كرمان ص 199 - 200 و تاريخ سيستان ص 393 مراجعه شود . ( 2 ) - ماثرناباد : درست اين نام « مابيژناباد » است و در همين چمن ذكر آن گذشت . از ديه‌ها و بلوكات قديمه خواف بوده است و در تاريخ سيستان نيز نام آن مذكور است . ( تاريخ سيستان ص 409 ) و امروزه نيز اين بلوك موجود و آباد و از بلوكات معتبره خواف بشمار ميرود و به ( مزناباد ) مشهور است . ( 3 ) - در اصل ( صدور وزراء ) بدون واو عطف . ( 4 ) - تا اينجا از زيادات نسخه مج مىباشد . و نسخه اين نسب‌نامه گويا مثل بسيارى از آثار ديگر صناديد خراسان پايمال حوادث زمان گرديده و از ميان رفته است . ( 5 ) - نظام الدين احمد خوافى : ذكر او بار ديگر در ترجمه مولانا كمال الدين شيخ حسين بيايد . در زمان سلطنت حسين ميرزا بايقرا بعد از معافيت مولانا كمال الدين شيخ حسين از شغل احتساب هرات مولانا نظام الدين احمد خوافى مذكور را بجاى او محتسب هرات بلكه سراسر ديار خراسان نمودند . ( دستور الوزراء و خلاصة الاخبار - امير خواند ) . ( 6 ) - عبارت : [ و تعصب و غلبه در باب علوم بمرتبه داشته كه ] از زيادات نسخه مج مىباشد . ( 7 ) - مج : الغ‌بيك ميرزا معارضه . مك : الغ بيك ميرزا در مسائل معارضه .