معين الدين محمد زمچى اسفزارى
194
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )
محمد غراره « 1 » پركاه را به نيزه برميدارد و از پس سر خود مىاندازد پادشاه خواست كه بمعاينه مشاهده نمايد . بعضى از معاندان و حاسدان گفتند كه در لشگر منصور بسيار كس هست كه اين كار ميتواند كرد پادشاه فرمود تا چند غراره كاه مرتب ساختند و اصحاب غرض در غرارهء كه بنام اميرزاده محمد بود سندانى در ميان كاه پنهان كردند چون هركس كار خود نمود نوبت باميرزاده محمد رسيد نيزه انداخت و غراره را از جاى برگرفت نيزهء او بشكست و از اسب فرود آمد و عرضه داشت نمود كه در ميان غراره چيزى پنهان كردهاند و بعد از تفحص سند انرا از ميان غراره بيرون آوردند و حسودان شرمسار گشتند ] . و در سنه ست و ثلثين و سبعمايه سلطان ابو سعيد خان « 2 » بجوار رحمت الهى رسيد و خاندان چنگيز خان خالى و « 3 » ويران و پريشان شد و كسى ديگر از آن دودمان تمكن پادشاهى نيافت . پس در سنهء سبع و ثلثين و سبعمايه شاه قطب الدين محمود « 4 » متولد شد و در شوال « 5 » سنه اربع و خمسين و سبعمايه اميرزاده محمد باتفاق جلال الدين شاه شجاع فتح شيراز كرد و چون تمام « 6 » ممالك فارس ايشان را مستخلص گشت عزيمت اصفهان كردند « 7 » و بعد از تمكن و استقلال لاكلام و استخلاص ممالك بسيار « 8 » بواسطه
--> ( 1 ) - غراره : الغرارة : الجوالق و الجمع غرائر . لسان العرب ماده غرر . ( 2 ) - مج : ابو سعيد بجوار . مك : ابو سعيد خان بجوار . ( 3 ) - مج : چنگيز خالى و ويران . مك : چنگيزخان ويران . ( 4 ) - مج : محمود . مك : محمد . بدون ترديد نساخ سهوا كلمه ( محمود ) را محمد نوشتهاند زيرا دومين پادشاهان آل مظفر قطب الدين شاه محمود بن امير مبارز الدين محمد است كه در سال 713 ه بسلطنت رسيده است . ( 5 ) - مج : و در شوال سنه . مك : و در سنه . ( 6 ) - مج : و چون تمام . مك : چون ممالك . ( 7 ) - مج : و بعد از تمكن و استقلال لاكلام و استخلاص . مك : بعد از استخلاص . ( 8 ) - مج : بسيار بواسطه . مك بسيار و بواسطه .